
هوشنگ جاوید از پژوهشگران موسیقی آیینی و نواحی است.متولد سال ۱۳۳۶ است و دانش آموخته رشته تولید سینما از دانشگاه صدا و سیمای تهران.
جاوید سالها شاگردی مردم شناس بزرگ «انجوی شیرازی» را در كارنامه خود دارد.طراحی و مدیریت جشنواره ها و همایشهای متعددی همچون نی نوازان، جشنواره موسیقی آیینی، جشنواره موسیقی زنان مناطق و نواحی ایران، نخستین همایش منقبت خوانان ایران، جشنواره موسیقی رمضان و ... از آن جمله است. كتابهای فراوانی در موسیقی نواحی و موسیقی آیینی از دیگر آثار ارجمند این پژوهشگراست كه از آن جمله می توان به موسیقی رسانه، نقش زن در موسیقی مناطق ایران، موسیقی رمضان در ایران، آشنایی با موسیقی نواحی ایران و... اشاره كرد. او همچنین در حوزه موسیقی مسؤولیتهایی را برعهده داشته كه مسؤول و مؤسس واحد موسیقی صدا و سیمای مركز كردستان و مسؤولیت واحد موسیقی حوزه هنری تهران از فعالیتهای وی بوده است.به بهانه ماه محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی، میهمان او شدیم در طرقبه و پس از تماشای كتابخانه اش كه مجموعه ای است از كتابها و سندهای ارزشمند، با او در موضوع مرثیه سرایی و مرثیه خوانی به گفتگو نشستیم كه می خوانید.
● اگر موافق باشید با نگاهی به گذشته، مروری داشته باشیم بر مرثیه سرایی و مرثیه خوانی در دوره های مختلف تاریخی.
▪ مرثیه سرایی و مرثیه خوانی در ایران، دارای چهار دوره است كه از كیانیان شروع می شود و بعد از اسلام، تا به امروز می رسد. اینجا جای بحث و بررسی كامل آن چهار دوره نیست. چون مجال دیگری را می طلبد، اما باید به این نكته اشاره كنم كه آیینهای مربوط به مرثیه در طول حیات خود، دوره به دوره دگرگون شده است، اما نكته ای كه باید به آن توجه كرد، این است كه شكل و فرم سوگواری در گذر زمان به شدت آسیب دیده است و نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد. مثلاً ما الان شیوه های اذان گویی ایرانی را داریم كم كم از دست می دهیم.
سال قبل همایشی را تحت عنوان «سروش ستایش» با كمك مؤسسه «نغمه شهر» وابسته به شهرداری تهران برگزار و مؤذنان ایرانی را كه در قید حیاتند، دعوت كردیم و آمدند آن جا و مردم، اذان را در دستگاه های مختلف شنیدند و مناجاتهای زیبا را.
الان مناجات خوانی از بین رفته، در حالی كه در گذشته اینها وجود داشته. این آیینها دارای اهمیت فراوانی بود و كسانی هم كه این آیینها را اجرا می كردند. دارای عزت و احترام بودند كه متأسفانه در حال حاضر بسیاری از آیینها را فراموش كرده ایم و از جمله اهمیت مرثیه خوانی و مرثیه سرایی را، چرا كه فراموش كرده ایم اهمیت پیوند داشتن با ریشه هایمان را.
ما درباره شناساندن بزرگی های ملتمان به نسل جوان كوتاهی كرده ایم. یاد گرفته ایم به جوانان خودمان از بزرگی های فلان قهرمان خارجی بگوییم، در صورتی كه ما در فرهنگ خودمان از این گونه شخصیتها كم نداریم. مثلاً «باربد» در مرگ «خسرو پرویز» وقتی می بیند خسرو پرویز به دست پسرش كشته شده و كاخ او ویران شده است، یك نغمه تراژیك می آفریند.اولین كاری كه می كند این است كه با چنگ خود مرثیه می خواند (كه فردوسی هم به آن اشاره می كند). «باربد» در آن جریان، یك قسم عجیب می خورد و قسمش این است كه بعد از «خسرو پرویز» نه سازی كوك كند و نه آوازی بخواند و برای اینكه به قسم خود وفادار باشد و نشان بدهد چه قسمی خورده، انگشتان خود را با تبر قطع می كند !
قسم خوردن ایرانی این قدر مردانه بوده، اما ما این جور چیزها را به جامعه تسری ندادیم. «باربد» بعد از كشته شدن «خسرو پرویز» همه سازهایش را می شكند و آتش می زند و از آن به بعد فقط مرثیه سرایی می كند و مرثیه می خواند و این نشان از اهمیت مرثیه در آن مقطع و در جریان آن حادثه است.
● بعد از شروع دوره اسلامی، چه دوره های زمانی را می توان برای مرثیه سرایی و مرثیه خوانی مشخص كرد؟
▪ می شود به دو دوره اشاره كرد؛ یكی مرثیه های صدر اسلام تا زمان واقعه كربلا و دوم مرثیه های كربلا تا امروز.
● و اولین سوگواری كه در ایران اتفاق می افتد در چه زمانی است؟
▪ قبل از روی كار آمدن «دیالمه»، عزاداری برای امام رضا(ع) را داریم كه در همین خراسان اتفاق می افتد. آیینی كه خراسانی ها و بخصوص كاشمری ها باید به آن افتخار كنند، چون این اتفاق هنوز در یكی دو روستای كاشمر توسط زنان اجرا می شود و متأسفانه اصلاً حتی شبكه استانی ما هم به این سمت نرفته كه این اتفاق را ضبط و ثبت كند و در حد یك خبر هم كه شده، آن را نشان بدهد!
● این آیین در شهرهای دیگر كشور هم اجرا می شود؟
▪ خیر، بحث تعزیه و مرثیه امام رضا(ع) به صورت زنانه فقط در خراسان اجرا می شود و البته غیر از این، در خراسان خطبه زینب (ع) را هم داریم كه به عنوان یك سند مهم از میراث ملی/ مذهبی اجرا می شود و این آیین را فقط زنان برای زنان اجرا می كنند.
● علت این كه این آیین در كاشمر اجرا می شود، چیست؟
▪ به خاطر اینكه بعد از اسلام «بسط» یكی از مراكز مهم بود و كاشمر هم دروازه«بسط» بود و درباره مسجد جامع آن نوشته اند كه به اندازه ۱۰ برابر مسجد جامعهای بغداد بوده و... عایدات سالانه داشته است.
● حكومت «دیالمه» هم در عرصه مرثیه سرایی، دارای اهمیت است؟
▪ راه اندازی سوگواری و مرثیه سرایی بر شهدای كربلا، بخش دوم تاریخ مرثیه بعد از اسلام در ایران است.
● پس شروع عزاداری و مرثیه خوانی ها در ایران بعد از اسلام، با حكومت «دیالمه» نبوده است؟!
▪ بله، بر خلاف آن چه می گویند، ایرانی ها و بخصوص خراسانی ها بنیانگذار این جریان هستند كه مرثیه سرایی و سوگ سرایی را اجرا كرده اند.
● در مراثی كربلا تا امروز، ما با چه گونه هایی از مراثی روبرو می شویم؟
▪ انواع آن مختلف و متفاوت است. مرثیه پیامبران را داریم و مراثی دیگری كه شامل این موضوعات می شود؛ امامان، پاكان و نیكان، عارفان، روحانیون و خدمت گزاران دین و مذهب و البته باید مرثیه شهدا را هم به این عناوین اضافه كنیم.
● اجرای این مراثی مختص گروه مردان است یا در بین زنان و مردان مشترك است؟
▪ هم زنان و هم مردان این مراثی را اجرا می كنند.
● و در این بین، موضوعی هم بوده كه از ثبت و ضبط آن غفلت شده باشد؟
▪ ببینید، یك گونه مهم كه ما از ضبط آن غفلت كرده ایم، لالایی های است كه مادران شهدا بر مزار فرزندان شهید خود می خواندند. اینها مرثیه هایی در قالب لالایی بود كه متأسفانه هیچ نهادی به فكر گردآوری اینها نبوده است. متأسفانه هم شهدا رفتند و هم خیلی از مادران این شهدا، یعنی ما دیگر راویان این مراثی را از دست داده ایم، بدون اینكه مراثی آنان را ضبط كنیم و این اتفاق بزرگ تاریخی از دست رفت و این جای تأسف دارد.
● مراثی در نقاط مختلف ایران به زبانهای متفاوت و مختلفی اجرا می شوند و...
▪ بله ما در شاخه های مختلف مرثیه سرایی و مرثیه خوانی، زبانهای مختلفی را داریم و به عبارتی به زبانهای مختلفی چون، لری، كردی، بلوچی و... مرثیه ها اجرا می شوند. متأسفانه همه اینها در فرهنگ شفاهی ما اتفاق می افتد و این اندازه اتكا به فرهنگ شفاهی در جامعه امروز ما، اشتباه است.
دستگاه های فرهنگی ما اگر به این فرهنگ شفاهی اتكا كنند، خیلی چیزها از بین می رود، مثلاً ما هنوز مراثی لری را از صدا و سیما نمی شنویم و یا مراثی كردی را. آن چه را می شنویم فارسی و اندكی هم تركی است. گردآوری این مراثی می تواند به وسیله رسانه ای چون صدا و سیما اتفاق بیفتد و باید به گسترش زبانی این موضوع هم فكر شود كه تاكنون نشده است.
● شما از بحث زبان در مرثیه سرایی اقوام مختلف گفتید در فرهنگ عامه ما این مراثی چه جایگاهی داشته؟ منظورم البته مراثی مذهبی است؟
▪ در فرهنگ عامه مناطق مختلف ما، مرثیه خوانی جایگاه بایسته و شایسته ای دارد، به طور مثال در خراسان مرثیه ها وارد دو بیتی هایی شده اند كه ما نام شاعر آنها را نمی دانیم و سینه به سینه به ما رسیده اند.
به طور مثال به این مرثیه مذهبی- حماسی توجه كنید:
اون جا كه سر حسین(ع) ور نیزه زدن
مرغون هوا به یك طرف خیمه زدن
مرغون هوا و ماهیان دریا
از بهر حسین(ع) سنگ بر سینه زدن
ببینید این دو بیتی چه قدر شاعرانه سروده شده است و حالا با وجود این كارهای ارزشمند، ما «هایكو» را برای جوانانمان علم كرده ایم!بحثی نیست، جوان باید آن كارها را هم مطالعه كند، اما در درجه اول باید داشته های خودش را بشناسد و بداند اینها چه اهمیتی دارند.
● وقتی صحبت از مرثیه و مرثیه خوانی و مرثیه سرایی می شود، باید از مرثیه نامه ها هم حرف زد. بفرمایید در این زمینه چه كارهایی داریم و چه كارهایی انجام شده است؟
▪ ما درباره مرثیه نامه ها هم كاری انجام نداده ایم.من كپی چند مرثیه نامه را دارم كه در حال از بین رفتن هستند، چون آخرین چاپ آنها دوره قاجاریه است كه با چاپ سنگی انجام شده است.
علاوه بر این، لیست تعدادی از آنها را هم جمع آوری كرده ام كه به ۶۰ عدد می رسد، اما باید بدانیم كه تعداد آنها خیلی بیشتر از اینهاست و به سیصد، چهارصد می رسد. لیستی كه من آماده كرده ام بیشتر شامل آنهایی است كه به صورت شعر است. مثلاً «طوفان البكا»، «عمان البكا» و... حالا علاوه بر اینها هم باز در زبانهای مختلف این سرزمین توسط شاعران بومی، مراثی مختلفی سروده شده است كه به چاپ هم نرسیده و سینه به سینه پیش آمده اند و كسی دنبال گردآوری اینها هم نرفته است.
● گونه های مختلف مرثیه خوانی از دیگر مباحث بحث مرثیه است. موافقید توضیحی در این باره هم داشته باشید؟
▪ یكی مرثیه خوانی با آواز تنهاست و دیگری مرثیه خوانی به همراه ادوات موسیقی است كه مورد دوم یا به همراه سازهای بادی است مثل، «سرنا» و «كرنا» و یا «نی» و یا به همراه ادوات كوبه ای است، مثل «طبلها» و «دهلها» و یا به همراه سازهای سیمی زخمه ای است و یا به همراه سازهای سیمی كششی و یا به همراه ادوات موسیقایی خود صداست، مثل سنگ و چوب. البته مرثیه خوانی نمایشی را هم داریم كه به صورت جمعی و فردی اجرا می شود. مرثیه خوانی جمعی در حال حاضر در بوشهر و یزد اجرا می شود و نوع اصیل و ریشه دار مرثیه خوانی ایرانیان هم همین گونه است كه به طور مثال جمع سه خط بخواند و فرد یك خط، اما در حال حاضر برعكس این را شاهدیم!
● از منظر مخاطب شناسی چه نسبتی بین مرثیه و عامه مردم برقرار است؟
▪ معمولاً در بین عامه، آن دسته از مراثی ماندگار می شود كه سبكتر باشد و قابل فهم تر، اما مراثی ای را داریم كه از گذشته تا به حال وجود داشته كه خیلی هم سنگین است و حتی شاید عده ای كه از سواد بالایی هم برخوردارند، در خواندن و فهم آنان مشكل داشته باشند و این نشأت گرفته از ادبیاتی غنی و سرشار است.
● با توجه به اینكه در روزهای اندوه و عزای ماه محرم قرارداریم، چه اندازه مراثی ما تحت تأثیر آن واقعه بزرگ است؟
▪ بعد از اسلام، ایرانی ها سعی می كنند آن چه را از آیین بهی از گذشته داشتند، برای تبلیغ دین خود به كار بگیرند. «سیاه جامگی» مربوط به قوم دیالمه و مازندران است، اما وقتی این حكومت روی كار آمد، همین آیین را در همه ایران گسترش داد و با این كار دو نتیجه گرفت، اول كسانی كه با آنها هم اندیشه بودند، با این عمل شناخته می شدند و دوم اینكه حركت آنها، حركت معترضانه ای بود علیه خلیفه وقت عباسی كه آن چه را تو می خواهی، ایرانی ها به طور كامل اطاعت نمی كنند و این یكی از ویژگی های بهره گرفتن از یك آیین است.
● این اتفاق با تأثیر از حماسه عاشورا اتفاق می افتد؟
▪ بله، آنها سعی می كنند از آیینهای گذشته خود به عنوان تبلیغی برتر در دین خود استفاده كنند.
● مثالی در این زمینه دارید؟
▪ بله، به طور مثال وقتی دستور عزاداری برای حضرت امام حسین(ع) از طرف دیالمه صادر می شود، اولین اتفاق این است كه با بهره گیری از حركتهای خیابانی كه در حكومت دیالمه وجود داشت، سوگواری هایی شروع شد كه می توان نام آنها را «سوگواره خیابانی» گذاشت. تعزیه سیار ما كه الان در بیشتر نقاط ایران وجود دارد، ریشه در آن مراسم دارد.
بعد از اسلام تا جایی كه می دانم متوكل عباسی دستور می دهد چهره او را بر دیوار مساجد نقاشی كنند و در مقابل، متدینین تصاویر دیگری را می كشند و برای شروع تصویر حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) را با برقع می كشند البته در قرنهای بعد جرأت پیدا می كنند تا برقع را از این چهره بردارند. بعد در دوره مغولها «بایسنقر» باعث تشویق نقاشان ایرانی می شود كه از داستانهای مذهبی شروع می كنند و نقاشی می كشند.
«معراج نامه» از مهمترین سندهاست كه مورد استفاده قرار می گیرد و تعدادی دیگر از سندها. در این میان شمایل خوانی به وجود می آید كه در حكم یك رسانه اجتماعی است و از همین قبیل است پرده خوانی، پس باید به گذشته نگاهی دوباره داشت و به شناخت دقیق این ابزارها و آیینها پرداخت.
منبع: روزنامه قدس (www.qudsdaily.com)
سجادی: موسیقی مذهبی پناهگاه موسیقی سنتی بوده است

عباس سجادی با بیان اینكه موسیقی مذهبی پناهگاه موسیقی سنتی بوده است، گفت: ما نه تنها متولی و مسئولی برای پخش نغمههای عاشورایی نداریم بلكه هیچ دستگاهی هم بر كار مداحان نظارت ندارد.
سیدعباس سجادی مدیر موسسه نغمه شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران كه سال گذشته نوحههای قدیمی ایران را در قالب یك مجموعه با عنوان پرده عشاق جمعآوری و منتشر كرد، گفت: من مداحی را بخشی از موسیقی میدانم كه بر اساس آن هر كس كه میخواهد در این زمینه فعالیت كند باید خواندن بلد باشد.در گذشته تمام مداحان در ۷ دستگاه و یا ۱۲ مایه موسیقی میخواندند و مداحی خارج از این دستگاهها و مایهها وجود نداشته است.
وی ادامه داد: در حال حاضر به خاطر سهل الوصول بودن سبكهای رایج و استفاده از تجهیزات فنی پیوند موسیقی آوازی و مداحی از بین رفته و هر كس فكر میكند با قرار گرفتن پشت دستگاههای الكترونیكی میتواند خواننده شود.
این ترانه سرا بیان داشت: مداحان كنونی كه مداحان سبك پاپ هستند به راحتی از كارهای پاپ فقط با تغییر شعر برای مداحی استفاده میكنند.به عنوان مثال در برخی نوحهها دیده میشود كه مداحان ترانه «آهای خوشگل عاشق» فریدون را گرفته و با همان ملودی و ریتم تنها با تغییر شعر با عنوان « آهای زینب نالان» میخوانند.
سجادی افزود: مداحان سبك مداحی پاپ فكر میكنند هر اتفاقی كه در موسیقی پاپ میافتد در مداحی هم میتواند بیفتد و اینها خود آسیبهای خیلی جدی در مداحی است.
وی با بیان اینكه موسیقی پاپ كاركرد خودش را دارد، اظهار داشت: شان مداحی از شان موسیقی پاپ خیلی بالاتر است.
● در مداحی باید به لحن توجه ویژه كرد
مدیر موسسه نغمه شهر با بیان اینكه بحث ما در مداحی و موسیقی بحث لحن است، بیان داشت: ما همیشه با بزرگان و رؤسا با لحن مودبانه صحبت میكنیم پس چه طور میشود ائمه را كه از همه اینها بالاترند با لحنهای دم دستی و كوچه بازاری مورد خطاب قرار دهیم.
این ترانه سرا در خصوص استفاده از الحان غیر سنتی در مداحی اظهار داشت: من برای مداحی تقسیم بندی سنتی و پاپ قائل نیستم بلكه معتقدم تنها باید لحن مداحان متناسب با مخاطبان و كسانی باشد كه آنها را مدح میكنند.
سجادی با بیان اینكه مداحی مدح بزرگان ماست، تصریح كرد: ما باید لحنی را انتخاب كنیم كه شایسته باشد و بتواند آن حس معنوی كه مردم نسبت به آنها دارد را القا كند و در واقع چیزی به آن حس اضافه كند نه اینكه چیزی از آن بكاهد.
● موسیقی مذهبی پناهگاه موسیقی سنتی بوده است
وی با اشاره به ارتباط موسیقی مذهبی و سنتی بیان داشت: از گذشته به خاطر نگاههای نامهربانی كه به موسیقی بوده همیشه موسیقی مذهبی ما پناهگاه خوبی برای موسیقی سنتی و اصل بوده و نیز به خاطر محدودیتهای تاریخی خیلی از موسیقیها در قالب تعذیه رفتند كه امروزه دوباره از آنها استخراج میشوند و به دست ما میرسند.
سجادی ادامه داد: همواره موسیقی مذهبی با موسیقی غیرمذهبی مفارقت ،دوستی و همراهی داشته یعنی این دو همیشه به همدیگر كمك كردند و هیچ وقت آسیبی به هم نزدند.
وی تصریح كرد: به نظر من اوج پیوند و همراهی موسیقی مذهبی و سنتی را میتوان دهه ۴۰ و ۵۰ دانست.
● متولی برای نغمههای عاشورایی نداریم
سجادی با اشاره به راهكارهای مناسب برای رشد موسیقی مذهبی افزود: مهمترین تاثیر را رسانههای ما به خصوص رسانه ملی دارند. در طول همین دهه محرم كه گذشت در كل شبكههای رادیویی _ تلویزیونی تنها صدای چند مداح پخش شد كه به اعتقاد من آنها جزء كسانی هستند كه بعضی كارهایشان مورد انتقاد ما نیز هست.
وی با بیان اینكه ما متولی، مسئول و مدیری برای نغمههای عاشورایی نداریم، اظهار داشت: ما نمیدانیم
نظارت بر كار مداحان وظیفه چه دستگاهی است.وقتی یك جوان میخواهد ترانهاش را كه سالها بر روی آن كار كرده از صدا و سیما پخش كند باید از چندین شورا از جمله شورای شعر، شورای موسیقی، شورای نظارت برآنتن رد شود تا كارش مورد ارزیابی قرار بگیرد اما در مقابل برای پخش مداحیها این نظارتها صورت نمیگیرد. یك تهیهكننده با دوربین به یك هیئت میرود و مداحی آنجا را ضبط میكند و بلافاصله روی آنتن میبرد.
وی ادامه داد: برای پخش این مداحیها نه شعر آن بررسی میشود و نه مستندات تاریخی آن مورد بررسی قرار میگیرد.
● روضهخوانهای اصیل تاریخ عاشورا را از روی مقاتل میخواندند
سجادی در ادامه افزود: در گذشته روضهخوانهای اصیل ما تاریخ عاشورا را جز از روی مقاتل نمیخواندند و این در حالی است كه هم اكنون به تعداد مداحان ما و به تعداد اتفاقات تاریخی در عاشورا ما راوی داریم كه معلوم نیست از كجا آمدهاند؟
وی ادامه داد: اعتراض من در بخش موسیقی مذهبی تنها به الحان نیست بلكه بعضا به روایتهایی كه از عاشورا میشود نیز معترضم.چرا كه معلوم نیست این روایتها از كجا آمدهاند.
این ترانهسرا بیان داشت: فرهنگ عاشورا فقط فرهنگ گریه نیست بلكه سراسر حماسه است اما متاسفانه بخش حماسیاش را به خاطر آوردن روایتهای غیر مستند زیر سوال بردهایم و دائم میخواهیم اشك مردم را در بیاوریم.
سجادی در خاتمه خاطر نشان كرد: در حال حاضر ارائه پیام متعالی در مداحیها كم شده و ما تنها در روضههایمان به فكر وا میداریم.
منبع:خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
سراج: مذهب، حافظ موسیقی اصیل ما بوده است

حسام الدین سراج گفت: مذهب و دین حافظ و نگهبان موسیقی اصیل ما بوده و هست به طوری كه بسیاری از علما علم موسیقی میدانستند.
حسامالدین سراج خواننده در خصوص حفظ موسیقی سنتی توسط موسیقی مذهبی اظهار داشت: مذهب ما ظاهرا با موسیقی مخالف است اما باطنا حافظ موسیقی بوده و هست در واقع بسیاری از علمای قدیمی ما علم موسیقی میدانستند ولی ابراز نمیكردند كه البته این علما هنوز هم هستند.
وی ادامه داد: این دعوای ساختگی میان موسیقی و مذهب كاملا مجازی است و به قولی مذهب و دین حافظ و نگهبان موسیقی هم بوده است.
این خواننده در خصوص كمرنگ شدن پیوند الحان موسیقی آوازی و موسیقی مذهبی گفت:به دلیل عدم برنامهریزی نامناسب رسانه، جامعه ما از موسیقی پاپ غربی تقلید میكند در واقع رسانه شناخت مناسبی به جوانان و نوجوانان نمیدهد و وقتی این قشر با عدم شناخت شروع به كار كردن میكنند آرام آرام بر اساس همان ملودیها، ساختار ذهنیشان شكل میگیرد.
وی با اشاره به آموزش مداحان در گذشته گفت: قدما و انسانهای فهیمی كه نسل قبل ما بودند تنها به یك نوع از موسیقی و به همان داشتههای ذهنی خودشان اكتفا نمیكردند.
به عنوان مثال آیتالله غروی هم شاعر و هم مدیحه سرای اهل بیت بود و هم نسبت به موسیقی شناخت داشت به طوری كه شعر معروف «بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق// به گوش هوش نوای حجاز و شور و عراق» از سرودهای اوست.
این خواننده ادامه داد:متاسفانه برخی از مداحان جوان ملودیهای قدیمی را نمیشناسند و انتخاب شعرشان كامل و مناسب نیست در حالی كه انتخاب شعر درست، مناسب خوانی، ملودی و اجرای درست از جمله مواردی است كه در آواز سنتی طرح و باعث شكلگیری آثار ماندگار میشود بر این اساس وقتی نغمهها،متوسط یا ضعیف باشند اثری هم كه تولید میشود متوسط یا ضعیف خواهد بود.
سراج با اشاره به استفاده از دستگاههای مختلف در موسیقی مذهبی اظهار داشت: در اجرای این موسیقی از بیشتر دستگاهها استفاده میشد مثلا در همان شیوه خواندن موسیقی دستگاهی، این بیت را كه «راستگویان حجازی به نوا میگفتند / كه حسین كشته شد از جور مخالف به عراق»، خوانندگان موسیقی مذهبی در مایه راست پنجگاه، حجاز و نوا میخواندند.
وی تصریح كرد: وقتی راستگویان ادا میشد در دستگاه راست پنجگاه میخوانند. وقتی حجاز ادا میشد در حجاز ابوعطا، وقتی نوا گفته میشد در دستگاه نوا و وقتی حسین خوانده می شد، گوشه حسینی در دستگاه نوا را اجرا میكردند. همچنین برای مخالف ،گوشه مخالف در دستگاه سه گاه و چهارگاه را میخواندند و عراق هم گوشهای در مایه افشاری است برای ادای كلمه عراق میخواندند.
سراج بیان داشت: مجموعه این شعر كه هر كدام از كلمات آن در یكی از نواها اجرا میشد خود امتحانی برای كسانی بود كه میخواستند خواننده شوند اما امروزه بعضی از افراد خودشان را جامعالفنون میدانند در حالی كه از سابقه موسیقایی، شعر و ادبیات مناسب با مجالس مذهبی _ معرفتی _ دینی شناختی ندارند.
وی در خاتمه خاطر نشان كرد: به عقیده من در قدیمترها روحیه یادگیری و شاگردی بسیار خوبی وجود داشت كه باعث میشد انسانها در تمام زندگیشان یادگیری را فراموش نكنند اما متاسفانه امروزه در بعضی از مقاطع و افراد یادگیری فراموش شده است.
منبع: خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
مهدوی: "صبا" میگفت روضهخوانها ملودیهای ناب دارند

رضا مهدوی گفت:به گفته ابوالحسن صبا از آنجایی كه مداحان ملودیهای ناب دارند ، كسی كه بخواهد آهنگهای خوب و ناب بسازد باید پای روضهخوانها و مداحها بنشیند.
رضا مهدوی كارشناس موسیقی در خصوص كمرنگ شدن پیوند موسیقی آوازی و مذهبی گفت: در زمان گذشته موضوع كاملا اعتقادی و نگاه كاملا شریعتی بود و قضیه به صورت كوششی نبود بلكه جوششی و از درون مردم بود و مداحان به معنی واقعی ستایشگران ائمه بودند و در این ایام خالصانه بدون هیچ چشمداشت مادی این كار را انجام میدادند اما امروزه این مسئله خیلی كمرنگ شده و برخی افراد بدون شناخت و بیشتر به خاطر شهرت، معروفیت و روزمرگی زندگیشان و نیز ارتباط با علما و فضلا به این وادی میآیند و چیزهایی میخوانند كه از ریشه به دور است. بالطبع اثری هم كه با اصرار بخواهد خلق شود چیزی میشود كه ما امروزه میبینیم.
وی با بیان اینكه مداحان در قدیم هیچ وقت كلاس نمیرفتند، افزود: از آنجایی كه مداحان در گذشته خودشان حاملان و رسانههای واقعی موسیقی دستگاهی بودند هیچوقت برای آموزش كلاس نمیدیدند به عنوان مثال طاهرزاده خودش معلم بود و تاج الواعظین نیز واعظ بوده و اینها كلاس نمیرفتند اما امروزه زمانه به گونهای شده كه بعضی از اهل فن معتقدند كه مداحان كنونی برای پیدا كردن شناخت باید آموزش ببینند.
این نوازنده سنتور ادامه داد: من بحث آموزش و كلاس رفتن مداحان را قبول ندارم چرا كه اینها میتوانند با معنویت و در كنار علما بودن از الحان ناب و مقاتل واقعی و تاریخی بهره ببرند اما متاسفانه امروزه اكثریت مداحان ما بیمطالعهاند در صورتی كه اگر آنها مطالعه داشته باشند با اندك صدا و با اندك ملودی میتوانند روی خودشان كار كنند كه در این صورت ناخواسته دستگاه میخواندند.
● مداحان قدیم دارای ملودیهای ناب هستند
مهدوی با اشاره به صحبتهای صبا گفت: به گفته ابوالحسن صبا از آنجایی كه مداحان ملودیهای ناب دارند ، كسی كه بخواهد آهنگهای خوب و ناب بسازد باید پای روضهخوانها و مداحها بنشیند.
وی درباره استفاده از الحان غیرسنتی در موسیقی مذهبی اظهار داشت: به عقیده من استفاده از این الحان در موسیقی مذهبی اشكال ندارد اما در صورتی كه این الحان متصل به ریشهها باشد، به صورت جذب مشتری نباشد و دارای همه شاخصههای برگرفته از سنت باشد.من معتقدم موسیقی مذهبی باید با بیان امروزیاش مخاطب جدید را جذب كند البته برخی از آنها كاملا نامناسب و جزء اصوات مسموم هستند كه از موسیقیهای غلط خارج از ایران گرته برداری شده به طوری كه ریتمها و ملودیهای آنها زیبنده این مجالس نیست و نباید از آنها استفاده كرد.
این كارشناس موسیقی با اشاره به برخی آثار مذهبی پاپ گفت: آثاری چون «ماه نی» امیرحسین مدرس، «عطش و آتش» آهنگران، آثار كویتی پور و قطری جزء آثار مذهبی پاپ هستند كه مشكی ندارند . به نظر من باید نمونههای خوب را باید تقویت كنیم و رسانه ملی هم باید در این زمینه الگوسازی و تصویرسازی خوبی انجام دهد كه آثار اینچنینی تولید و جلوی آثار نامناسب پاپ گرفته شود.
● موسیقی از صدر اسلام در خدمت مذهب گرفته شد
این پژوهشگر موسیقی در خصوص ارتباط موسیقی مذهبی و سنتی گفت: شكی نیست كه موسیقی مذهبی باعث ارتقاء موسیقی سنتی شده است. ما از گذشته های دور حتی قبل از اسلام موسیقی را به شكل سنتی داشتیم اما در صدر اسلام این هنر به نوعی نهادینه و كانالیزه میشود و در خدمت مذهب قرار میگیرد كه به دنبال آن مذهب هم حمایت خوب و سالمی از آن كرده به همین خاطر بعضی از علما هم موسیقی ردیف دستگاهی را مورد تأیید میدانند و برای انواع آن اشكالی نمیدانند و این خود بیانگر این است كه از گذشته تا به حال هم موسیقی به مذهب خدمت كرده و هم مذهب در جای خودش از موسیقی حمایت كرده تا امروز كه به دست ما سالم رسیده است.
مهدوی با اشاره به استحكام پیوند این دو نوع موسیقی در دورههای تاریخی بیان داشت: همیشه استحكام لازم بین موسیقی مذهبی و سنتی وجود داشته اما در یك دورهای در صفویه به دلایل خاص سیاسی آن دوره و نگاه افراطی كه حاكم بوده این ارتباط كم شده ولی از گذشتههای دور همیشه موسیقی در خدمت دین بوده است و این خود باعث گردیده موسیقی در جایگاه خودش به انواع مناسبتها بپردازد.
● موسیقی مذهبی فقط عزا نیست
رئیس سابق مركز موسیقی حوزه هنری با بیان اینكه موسیقی مذهبی تنها برای عزا نیست ، گفت: ما فكر میكنیم موسیقی مذهبی فقط بحث عزاست و این در حالی است كه یك ژانر دیگر موسیقی مذهبی كه امروز هم كم داریم، شادی است .
وی ادامه داد: ما برای ایام عزا به اندازه كافی تولیدات داشته و داریم و میتوانیم آنها را همین طور منزه و پاك نگاه داریم و به آیندهمان بسپاریم اما یك واقعیتی در بخش شادی وجود دارد این است كه ما برای ائمه نیاز به موسیقی مذهبی شاد داریم اما این مسئله در گذر زمان به خاطر تعصباتی كه وجود داشته در نظر گرفته نشده و به نوعی با آن كژدار و مریز برخورد كردهاند.
● لفظ موسیقی مذهبی در گذشته نبوده است
رضا مهدوی در ادامه با بیان اینكه در گذشته لفظی با عنوان موسیقی مذهبی نبوده، اظهار داشت: از آنجایی كه در گذشته مذهب در قلب و بطن موسیقی بوده ما چیزی با عنوان موسیقی مذهبی نداشتیم اما بعد از دوره رضاشاه به دلیل اتفاقی كه میافتد موسیقیدانها به این فكر میافتند كه برای قداست بخشیدن ژانری به عنوان موسیقی مذهبی ایجاد كنند.
● برخی گوشههای موسیقی از دل مذهب برخاسته است
این كارشناس موسیقی با اشاره به ساخت و نامگذاری برخی گوشههای موسیقی بر اساس اعتقادات مذهبی ادامه داد: برخی گوشهها از جمله گوشه سعدی ، حسینی و حاجی حسینی مذهبی هستند چرا كه از دل مذهب برخاسته و رنگ و بوی موسیقایی به خود گرفتهاند.
وی بیان داشت: همه گوشهها و دستگاهها بر اساس نامهای مختلف نامگذاری شدهاند حتی برخی گوشهها بر اساس نواهای مذهبی به وجود آمده اما ما چون كتابت نداشتیم ضبط و ثبت درستی صورت نگرفته است.
● دوران طلایی موسیقی را در ایران تكرار خواهیم كرد
مهدوی در خصوص جایگاه موسیقی مذهبی در شرایط كنونی خاطرنشان كرد: بهترین دورههای درخشان موسیقی ما دهه ۴۰ و ۵۰ بود كه در دهه ۶۰ به سمت نوحههای جنگی رفت و در دهه ۷۰ و ۸۰ رنگش عوض شد اما دو سه سال است كه با اعتراضات علما دارد به جایگاه اولش برمیگردد اما به نظر من نباید نگران این اتفاقات بود بلكه اینها تجربه و ریسك جوانانه است.
وی ادامه داد: ما باید اجازه دهیم جوانها پا به میدان بگذارند و هر نوع ریسكی را انجام دهند و ما نیز آنها را جهت دهیم چرا كه از این طریق آنها خودشان بازخورد كارشان را در اجتماع میبینند و آثار غیر حقیقی را پالایش و از بین میبرند و در مقابل اگر این اجازه را به جوانها ندهیم ذهنشان معطوف مسائل دیگر میشود.
مهدوی در خاتمه خاطر نشان كرد: اگر بتوانیم در این زمینه حد وسط را داشته باشیم قطعا دوران ۴۰-۵۰ را در موسیقی تكرار خواهیم كرد.
منبع:خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
موسیقی تعزیه منتشر میشود

حاتم عسگری ردیفدان، از انتشار كتاب تعزیه و آلبوم موسیقی این هنر مذهبی خبر داد.
حاتم عسگری ردیفدان گفت: آهنگهای تعزیه از قدیمیترین موسیقیهاست كه تعزیه خوانها آنها را سینه به سینه نگه داشتند و منتقل كردند اما متاسفانه به دلیل اینكه از زمان قاجاریه به تعزیهخوانان كمك نشده و به نوعی كنار رفتند، تعزیه در معرض فراموشی قرار گرفته است.
وی ادامه داد: من قصد دارم به منظور سامان دادن به به این اوضاع در قالب كتابی، این تعزیهها را منتشر كنم.
عسگری افزود: من تا كنون تعزیه حضرت مسلم، علی اكبر و حضرت ابوالفضل (ع) را خواندهام و قصد دارم بقیه را نیز بخوانم و در قالب یك مجموعه صوتی منتشر كنم.
منبع: خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
مختاباد:برخی مداحان تهی از سواد مذهبیاند

عبدالحسین مختاباد می گوید در حالی كه آوازهای كلیسا هنوز منبع الهام آهنگسازان و برجستگان موسیقی است در ایران كسانی وارد عرصه موسیقی مذهبی شدهاند كه سواد این كار را ندارند.
عبدالحسین مختاباد خواننده در خصوص ارتباط موسیقی مذهبی و سنتی گفت: موسیقی مذهبی در همه جای دنیا باعث پیشرفت موسیقی شده است. به طوری كه موسیقی كلاسیك بنیانش از كلیساست و در ایران هم تعزیه خوانها حافظ ردیف موسیقی ایران بودند كه بعدا ردیفدانها و موسیقیدانها همین تعزیهخوانها و خوانندگان را جمع و توسط آنها ردیف ایران را جمعآوری كردند و به این شكل به ما رساندند.
وی ادامه داد: به عقیده من مذهب در تمامی زمینهها برای بشریت پیشرو بوده كه یكی از این زمینهها، موسیقی بوده است.
● مصرف افسار گسیخته موسیقی مذهبی در رسانه ملی
این خواننده در خصوص كمرنگ شدن پیوند موسیقی آوازی و موسیقی مذهبی گفت: یكی از علتهای كمرنگ شدن این پیوند مصرف افسار گسیخته موسیقی مذهبی در رسانه ملی است كه به گونهای خستگی را به گوش شنونده موسیقی القا میكند.
وی افزود: در گذشته موسیقیدانها اكثرا تعزیهخوان، مداح حرفهای و یا قاری قرآن بودند ولی هم اكنون این قضیه برعكس شده و نوحهخوانها خود ترانهها را به نوحه برمیگردانند و این خود نشان دهنده این است كه نوحهخوانها در كارشان سواد و هیچ تحصیلی در موسیقی مذهبی ندارند.
● مداحی امروز، بازاری و كاملا تهی از هرگونه سواد مذهبی است
مختاباد در ادامه با اشاره به آموزش مداحان در گذشته افزود: مداحان در قدیم هم صدای خوش و هم سواد خوبی داشتند ولی در حال حاضر مداحانی كه در رادیو و تلویزیون میخوانند حتی معروفترین آنها از جهت سبك خواندن اشكال دارند و باید خواندن را یاد بگیرند چون اصلا بلد نیستند كه از كدام قسمت حنجره استفاده كنند.
وی بیان داشت: نوحهخوانهای كنونی فشار بیش از حد به حنجره میآورند و خیلی خشن و خالی از هر گونه لطفی میخوانند و این نشان دهنده این است كه این كار به یك بازار تبدیل شده برای اینكه تنها شنونده را به گریه بیندازند.
این خواننده تصریح كرد: مداحی به این معنی نیست كه آدمها را به گریه بیندازیند بلكه این است كه مداح بتوانید یك حادثهای مثل حادثه عظیم عاشورا را در ذهن انسانها زنده كند و آنها را به خلاقیت فكری و ذهنی برساند.اما متاسفانه سیستم مداحی را در این مملكت یك عده بی سواد كه وضع مالیشان بد هم نیست ، بازاری و روزمره و كاملا تهی از هرگونه سواد مذهبی كردهاند.
● موسیقی مذهبی مقلد آثار دسته چندم پاپ شده است
خواننده آلبوم تمنای وصال درباره استفاده از الحان غیرسنتی در موسیقی مذهبی گفت: هم اكنون در موسیقی مذهبی خلاقیت وجود ندارد و تمامی آن تقلید شده و این خود بدترین اتفاق است.
وی با بیان اینكه كار مذهبی در سراسر دنیا منبع الهام هنرمندان بوده،اظهار داشت: هم اكنون در سراسر دنیا آوازهای كلیسا هنوز منبع الهام آهنگسازان و برجستگان موسیقی است ولی در موسیقی ایران به خاطر اینكه كسانی كه وارد عرصه موسیقی مذهبی شدهاند، سواد این كار را ندارند؛این مسئله از بین رفته و این عرصه به بازاری برای كسب درآمد خیلیها تبدیل شده است.
مختاباد بیان داشت: متاسفانه راویان موسیقی مذهبی علاقهای ندارند كه سوادشان را بالا ببرند و زحمت بكشند كه خودشان خلاقیت ایجاد كنند لذا به مقلدان دسته چندم موسیقی بازاری پاپ تبدیل میشوند.
● ترانههای طاغوتی در قالب نوحه از رسانه ملی پخش میشوند
مختاباد با اشاره به پخش نوحههای نامناسب از صدا و سیما گفت:خیلی از ترانههایی كه رادیو تلویزیون آنها را پخش نمیكند و میگوید آنها ترانههای طاغوتی هستند، هم اكنون به صورت نوحه از این رسانه پخش میشود.
وی ادامه داد: كار مذهبی دلی است و كسانی كه این كار را میكنند باید حتما عشق و علاقه به آن داشته باشند نه اینكه فكر كنند با رفتن از این تكیه به آن تكیه، از این مجلس به آن مجلس و خواندن و گریه كردن ۴ نفر پشت سرشان میتوانند الگوی موسیقی مذهبی یا مداحی شوند.
وی با اشاره به راهكارهای لازم در جهت سامان دادن به موسیقی مذهبی افزود: رفع این مسائل ارتباطی به دولت ندارد چرا كه هر كجا نظام دولتی وارد شود، كار را بدتر میكند. اما به نظر من باید افراط و تفریط در سیستم رسانهای را كم كرد به طوری كه باید افراد صاحبدل در این عرصهها پیدا شوند كه بتواند كاری انجام دهند و دیگران نیز به آنها اقتدا كنند و كار را از آن مسیری كه ۱۸۰ درجه انحراف در آن ایجاد شده چند درصدی به مسیر اصلی خودش برگردانند.
● تعزیهخوانی برای همیشه در ایران از بین میرود
مختاباد با بیان اینكه دهه ۴۰ و ۵۰ دهههای خوبی برای موسیقی مذهبی و تعزیه بوده، گفت: پیوند موسیقی اصیل و مذهبی تا اواسط دهه ۷۰ ادامه داشته اما هم اكنون نزدیك به ۱۰ سال است كه همه چیز از دست رفته است .به طوری كه نسل قبلی تعزیهخوانان در منطقه ما از بین رفتهاند و نسل بعدی هم تعزیهخوانهای قابل توجهی نیستند بر این اساس فكر میكنم در ایران برای همیشه این هنر در حال از بین رفتن است.
● علاقه به خواندن مرا به تعزیهخوانی كشاند
وی در خصوص خواندن تعزیه در دوران نوجوانیاش گفت:در آن زمان علاقه به خواندن من را به آنجا كشاند وگرنه من تعزیه خوان حرفهای نیستم.
مختاباد تصریح كرد: حفظ تعزیه كار من نیست بلكه باید یك مجموعه متخصص كه در این زمینه حرفهای هستند این كار را انجام دهند.
● ملودی «بوی گل» را از ساخته «یاحقی» برداشت نكردهام
این خواننده در خصوص ساخت و اجرای قطعه «بوی گل» اظهار داشت: بوی گل یا شبانگاهان را من ساختم و اجرا كردم اما مرحوم یاحقی در جایی اعلام كردند كه این ملودی برای ایشان است در حالی من هنوز قطعه ایشان را نشنیدهام و آنچه كه من خواندم یك ملودی نوحه بوده است.
منبع:خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
موسیقی؛ حامل پیام سترگ عاشورا

خوشا از نی خوشا از سر سرودن / خوشا نی نامهای دیگر سرودن یك درس بزرگ عاشورا این واقعه همیشه جاوید نو شدن و از سر سرودن است؛ و این درس در حقیقت همان جلوه و جلای هنر محسوب میشود كه باید هر «آن» دیگر شد و هر لحظهای«دیگر» بود؛ نغمههای عاشورایی از همان صبح عاشورا تا به امروز در همه زمانها و مكانها جاری بوده است، گاه این نغمهها و نالهها در نفیر نی و گاه در حنجره و نای رهروان و رهپویان اباعبدالله به گوش رسیده و امروز به شكل و فرمی دیگر چون آب روان جاری است...
ملودیها و فراز و فرودهای صوتی، بستر و محملی آهنگین برای رساندن پیام عاشورا و بازماندگان این رخداد مهم به شمار میروند؛ اما پرسش همیشگی و همه دوران این است كه آیا این حاملان ظریف قابلیت حمل این پیام سترگ را دارند؟ آیا این پدیدههای آهنگین قدرت نفوذ و پیامرسانی را بخوبی ایفا میكنند؟ آیا تغییر و تحولات اجتماعی و تاریخی تاثیراتی برشیوه و فرم این حاملان آهنگین برجای ننهاده است؟ اگر پاسخ مثبت یا منفی است این تغییرات چیست و تا چه حد بوده است؟
صرفنظر از تعریف واژه مداحی و موافق یا مخالف بودن با آن و بدون اشاره به دیدگاه برخی از بزرگان دین و حكمت كه نسبت به این واژه چه واكنشی از خود نشان دادهاند، امروزه میتوان با نگاهی اجتماعی و واقعبینانه به عملكرد این خادمان اهلبیت (ع) نگریست و از بعد هنری آثار آنها را ارزیابی كرد.
اگر بپذیریم كه مداحان به عنوان قشر و گروهی كه با كلام آهنگین به ذكر مصیبت و انتقال پارهای از پیام و به نوعی بیان تاریخ عاشورا میپردازند، قطعا باید ارتباط مستقیم آنها با شعر و موسیقی را نیز بپذیریم و در این زمینه بهتر است به چند نكته اشاره كنیم.
نخست اینكه دو مقوله شعر و موسیقی، با دامنه گسترده و با پیچیدگیهای خاص خود دو رشته مجزا ولی با پیوندها و نزدیكیهایی به هم هستند كه هر یك در مراكز و موسسات آموزش عالی تدریس میشود ولی از آنجا كه این دو ریشه در هنر و موهبتهای آن دارد، باز هر فارغالتحصیلی را هم نمیتوان شاعر یا آهنگساز و نوازنده هنرمند دانست؛ با این مقدمه ساده میتوان به اهمیت بسیار بالای ساخت آثار با كلام بیش از پیش پی برد و حال آنكه كار مداحی كه همانا ارائه اثر موسیقایی باكلام است به سبب بعد اعتقادی مسلمانان و شیعیان، اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا میكند. معنامحوری و عمیق شدن مداحان در این بخش اهمیت بسیاری دارد زیرا در سالهای اخیر سطحیگرایی و پرداختن به مسائل صوری و ظاهری و تحریفات آزاردهنده بر سخیف و سبك بودن كلام و ملودی پیشی گرفته است. با توجه به این نكات و این ملاحظات، سوال بعدی اینجا مطرح میشود كه برای رسیدگی به این امور و تولید آثاری فاخر و درخور فرهنگ منیع عاشورا چه برنامهریزی و چه اقدامات زیربنایی و اساسی صورت گرفته است.
در این باره هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی میگوید: نوحهگری (مداحی) همواره به عنوان یك هنر شیعی و ملی در جامعه ایران مطرح بوده و هست، اما آنچه در زمان ما ارزش دارد، ژرفابخشی به این هنر و برنامهریزی در جهت حركت نو برای آینده است. نوحهگری و مرثیهخوانی را جامعه دیروز ایران به عنوان یك رسانه مذهبی میشناخت، اما این هنر امروزه برای ایران با توجه به گوناگونی و رشد رسانههای گروهی از حالت رسانهای درآمده و بیشتر به عنوان یك برنامه تامینی عملكرد دارد.
حمیدرضا نوربخش، خواننده و مدرس موسیقی سنتی با اشاره به اینكه یك مداح یا مرثیهخوان یا هر فردی كه میخواهد مضمون و مفهومی را با صدای بلند بخواند، باید فن و فنون خوانندگی را بداند، میگوید: برخلاف اینكه میگویند هر فردی تارهای صوتی سالمی دارد میتواند بخواند، خواندن كار هر كسی نیست؛ حتی خیلیها كلاس میروند و آموزش خوانندگی میبینند، اما نمیتوانند خواننده باشند و لذا خوانندگی یك تخصص و یك فن است و بعد از آن شناخت شعر و داشتن ریتم قوی برای استفاده در آواز است و در نتیجه باید به این دو ظرافت اشراف داشت تا كار به جان و دل شنونده بنشیند، ولی متاسفانه بیشتر افراد میخواهند بدون درك و دریافت این آموزشها در مجالس بخوانند و در نتیجه همین میشود كه شاهد هستیم. مگر چند درصد مداحان ردیف موسیقی آوازی را میدانند؟
● آموزش موسیقی مذهبی
واقعا متولی آموزش موسیقی مذهبی و به تبع آن مسوولیت آموزش مداح و مداحی با كیست؟ با یك حساب سرانگشتی میتوان به این نكته رسید كه هر ساله و در ایام سوگواری میلیونها نفر به طور مستقیم شنونده خوراك و تولیدات مداحی از تریبونهای مختلف هستند و این تعداد ورای تولیداتی است كه از رسانه ملی پخش میشود؛ اما به واقع چه تعداد از این افراد آموزش دیده و فارغالتحصیل مراكز آموزش عالی هستند؟
اساسا آموزش موسیقی مذهبی و در این مورد خاص مداحی و مرثیهسرایی و نوحهخوانی تابع چه نوع آموزشی باید باشد؟ آیا دانشگاهها و كنسرواتوارهای موسیقی باید محل آموزش این نوع موسیقی باشند یا آموزش سنتی و شاگرد استادی در مكتبخانهها در تربیت مداحان با نفوذ موثرترند؟
سید احمد وكیلیان، پژوهشگر فرهنگ ملی ایران در این باره ضمن هشدار به متولیان میگوید: بسیاری از كسانی كه در امور فرهنگی و مذهبی میانسال و صاحب تجربه بودند به دلیل افزایش سن یا علل دیگر از گردونه خارج شدند و این در حالی است كه در فرهنگ ما مرام استاد و شاگردی همواره وجود داشته است و به گونهای بوده كه هر جوانی در كنار پیری تعلیم میدید، اما آموزش استاد و شاگردی با افزایش جمعیت در یكی دو دهه اخیر از میان رفته است و به سبب تغییر و تحولات اجتماعی و تغییراتی كه در نحوه آموزش و هجوم رسانهها و وسایل ارتباط جمعی پیش آمده، تواضعی كه بین جوانان نسبت به استادان خود بود نیز رفتهرفته رخت بربسته و ارتباط معنایی بین استاد و شاگرد كمرنگ شده و متاسفانه مساله نوحهخوانی و مرثیهسرایی نیز از این گسست بینصیب نبوده است.
این خبر خوبی است كه كار مداحان به وسیله كانونی متشكل از كارشناسان شعر و موسیقی ارزیابی و نظارت شوداما هوشنگ جاوید كه نام ستایشگر را برای مداح به كار میبرد نیز در این باره میگوید: ارتقای سطح بینش، دانش، معلومات و مخاطبشناسی باید به صورت آموزشی و به طور كلی در یك فضای آموزش عالی برای ستایشگران صورت پذیرد. اما در هیچ یك از دانشگاههای كشور نه این موضوع مهم اندیشه شده و نه به تدریس آن توجه شده است و این از عجایب یك دولت دینی و اسلامی است. آنچه امروز بدان بسنده شده، صدای خوب و جذب مردم به صورت كاذب است كه گاه به عرصه خودنمایی یك یا چند ستایشگر ناآشنا به كنه مساله تبدیل میشود. در حالی كه ستایشگری فقط به خوش صدایی، خوش تكنیكی، خوش آهنگی و بازیگری نیست. اركان ستایشگری را باید آموزش داد، اما در كجا، مشخص نیست!
براستی چه باید كرد؟ هم اینك در كشورهای توسعه یافته در همان مراكز تدریس موسیقی با همه تنوعی كه در رشتههای مختلف وجود دارد دروسی نیز تحت عنوان موسیقیهای مذهبی و موسیقی كلیسا تدریس میشود و حتی در واتیكان نیز دورههایی برای آموزش موسیقی مذهبی وجود دارد؛ از آنجا كه بیس و پایه موسیقی در ژانرهای مختلف یكی است، طبیعتا آموزش آنها تا مقطعی مشترك و یكسان است و در مقاطع بالاتر این تخصص منفك میشود.
● نظارت بر آثار عاشورایی
گذشته از بحث آموزش كه خود مبحث بسیار مهم و قابل توجهی است، نحوه برخورد با تولیدات فعلی و فعل و انفعالات كنونی در حیطه تولید و پخش آثار عاشورایی چه در قالب نوحه و اجرای زنده در مجالس سوگواری و چه در قالب تصنیف و ترانه به صورت سیدی و نوار چگونه باید باشد و این وظیفه خطیر به عهده كیست؟ طبیعتا تكلیف نظارت و صدور مجوز آثار صوتی به صورت سیدی و آلبوم مشخص است و وزارت ارشاد با استفاده از كارشناسان خود این وظیفه را به انجام میرساند؛ اما آیا نظارتی بر كار مداحان وجود دارد یا نه؟
حجتالاسلام یعقوب دیلمقانی، مدیركل تشكلهای دینی و مراكز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینكه فعالیت مداحان باید با نظارت انجام شود، بتازگی از تشكیل كانون مداحان، زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی خبر داد و در نشست اخیر خبرگزاری مهر در زمینه آسیبشناسی موسیقی مذهبی گفت: كانون مداحان تاكنون در مرحله شهرستانی و استانی تشكیل شده و مرحله كشوری نیز بزودی تشكیل میشود.
این خبر خوشی است كه كار مداحان با نظارت كانونی (كه انشاءالله متشكل از كارشناسان شعر و موسیقی است) مورد ارزیابی و نظارت قرار گیرد.
هوشنگ جاوید در این باره میگوید: یك مرجع و نهاد فرهنگی رسمی كشور باید كار ستایشگران جامعه را ارزیابی و تایید كند چرا كه صرف وجود چیزی به نام كانون یا انجمن نمیتواند واجبات اصلی را برآورده ساخته و نیازها و مسائل را برطرف نماید.
● آلات موسیقی نغمههای عاشورایی
یكی از بزرگترین معضلات و مشكلاتی كه در سالهای اخیر در زمینه انحراف در ارائه نغمهها و ملودیهای سوگواری بروز یافته، استفاده از آلات غیر متعارف در تولید موسیقی عاشورایی است؛ جدای از اشعار سخیف و ملودیهایی كه بیشتر كپیبرداری از موسیقیهای پاپ و سبك بوده استفاده از این آلات و ابزار الكترونیكی (سینتی سایزر) و سازهای مشابه مورد اعتراض صاحبنظران قرار گرفته است. در این باره مدیركل تشكلهای دینی سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینكه نظر فنی و تخصصی را به اهل فن واگذار كرده است، میگوید: بسیاری از آلات موسیقی حرام نیستند، اما همینها در مساله مداحی و عزاداری به طبل و سنج خلاصه میشوند. فقیه میفرماید كه از سایر آلات موسیقی نمیتوان استفاده كرد.
● ترانههای سوگ
حركت با زمانه و همسو شدن با تغییر و تحولات اجتماعی و استفاده از فناوریهای پیشرفته نكته منفی یا انحراف از ارزشها محسوب نمیشود، اما این حركت باید آگاهانه و مبتنی بر آراء و نظرات كارشناسانه باشد و بر اساس تایید اهل فن صورت بگیرد؛ طبیعی است كه قشر عظیمی از نوجوانان به خاطر عشق به مولایشان و با شیفتگی به فرهنگ عاشورا برای شركت در مراسم سوگواری نیاز به ملودیهایی از نوع دیگر و متناسب با ذوق و سلیقه خود دارند و اساسا همین احساس نیاز در چند سال اخیر بوده كه برخی مداحان را به استفاده از ملودیهای پاپ سوق داده است، اما اگر این احساس نیاز با برنامهریزی بهتر و استفاده از نظر آهنگسازان و ترانهسرایان و جلب همكاری آنها انجام میگرفت، قطعا نتایج بهتری هم به بار میآورد.
در پایان باید این نتیجه را گرفت كه افزایش جمعیت بویژه رشد طبقه جوان و گسترش وسایل ارتباطی و تنوع و تكثر موجود در حوزه موسیقی و كلام موجب شده است تا در حوزه موسیقی مذهبی و برگزاری مراسم سوگ نیازهای جدید و نویی ایجاد شود و در این شرایط فقط عزم و همت مسوولان و متولیان فرهنگی كشور و سرعت عمل آنها میتواند این نیاز را به نحو مطلوب و شایستهای پاسخ بدهد وگرنه سپردن اوضاع به دست فرصتطلبان بیدانش، فاجعهای را سبب میشود.
حمیدرضا عاطفی
منبع: جامجم آنلاین (www.jamejamonline.ir)






