
گفتوگو با مصطفی کمال پورتراب، چهره ماندگار موسیقی
مصطفی کمال پور تراب سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمد. پدرش از افسران نظامی شوروی بود که بعد از انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷ به ایران آمد و ازدواج کرد. فرزند اول خانواده بود و در پنج سالگی پدرش یک فلوت برایش خرید و مصطفی با آن برای بچههای محله آهنگهایی را که شنیده بود مینواخت. پس از آموختن مقدمات موسیقی سال ۱۳۱۸ وارد دوره ششساله متوسط هنرستان عالی موسیقی شد.درنزد استادانی چون یاروسلاوبیزا (فاگوت) حشمت سنجری و عطاالله خادم میثاق (ویولن) روبیک گریگوریان (آواز گروهی) روحالله خالقی (تئوری موسیقی ایرانی) موسی معروفی (تار) فریدون فرزانه و پاتما گریان (سرایش) و... در سال ۱۳۲۴ از هنرستان موسیقی فارغالتحصیل شد. در آن زمان در سه ساله پایانی متوسطه یا باید به ادامه رشته ساز میپرداختند یا رشته موسیقی علمی؛ پورتراب رشته موسیقی علمی را برای ادامه تحصیل در هنرستان برگزید تا بتواند در دوره عالی هنرستان در رشته آهنگسازی ادامه تحصیل دهد اما هنرستان هنوز فاقد دوره عالی بود. از آن پس پورتراب مدتی به طور خصوصی تحت تعلیم پرویز محمود قرار گرفت و به عنوان نوازنده فاگوت، ویولن، ویولن آلتو و غیره در ارکستر هنرجویان هنرستان و ارکستر سمفونیک تهران به رهبری پرویز محمود و بعدها روبیک گریگوریان نوازندگی کرد. در سال ۱۳۳۰ وقتی دوره عالی آهنگسازی در هنرستان تشکیل شد، پورتراب نیز وارد این دوره شد و در سال ۱۳۳۹ با رتبه نخست تحصیلات خود را به پایان رساند. استادان این دوره حسین ناصحی (هماهنگی) هایمو تویبر (کنترپوان) فوگ (سازشناسی) ایمانوئل ملیک اصلانیان (پیانو) مهدی برکشلی (تجزیه و تحلیل موسیقی باستانی) فواد روحانی (فرم موسیقی و زیباییشناسی) بودند. او از سال ۱۳۴۰ سرپرستی یکی از ارکسترهای وزارت فرهنگ و هنر را برای ساخت آهنگ، رهبری آن و اجرای برنامه در تلویزیون عهدهدار شد و در زمینه رهبری ارکستر مدتی با حشمت سنجری کار کرد. پورتراب در سال ۱۳۴۶ به منظور تحقیقاتی در زمینه موسیقی با استفاده از بورس راهی فرانسه شد پس از چند ماه به ایران بازگشت و حدود چهار سال از تجربیات کریستین داوید در آهنگسازی استفاده کرد. از سال ۱۳۲۴ به صورت مستمر تدریس را آغاز کرد و از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ مدیر هنرستان موسیقی شد. پس از انقلاب به تدریس هارمونی، کنترپوآن و تئوری موسیقی در کلاس خصوصی خود و بعدها در دانشگاه هنر و دانشگاه آزاد پرداخت. او در حال حاضر نیز مشغول به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی و کنسرواتور تهران است. از آثار او میتوان به قطعاتی چون قطعهای در چهارگاه (۱۹۵۵)، سونات ویولن و پیانو در دومینور(۱۹۵۹)، سه قطعه برای گروه خیام (۱۹۶۹) سونیت هفت پیکر در نه قسمت برای ارکستر سمفونیک (۱۹۷۰)، مارش در ماژور برای ارکستر سمفونیک (۱۹۷۳)، رقص پریان در فامینور (۱۹۸۰)، آواز بیگفتار دو قطعه برای ارکستر زهی (۱۹۸۰) و... از آثار مکتوب او نیز میتوان به آثاری چون تئوری موسیقی، مبانی آهنگسازی، تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان (ترجمه اثر لئونارد برناشتاین از انگلیسی)، حلالمسائل تئوری (ترجمه اثر پرتسولی از ایتالیایی)، هارمونی مدرن (ترجمه اثر ایگل فیلد هال از انگلیسی)، هارمونی کلاسیک (ترجمه اثر سی.اج.کیتسون از انگلیسی)، آهنگهای برگزیده ایگلفیلد هال، کنترپوان به زبان ساده (ترجمه اثر استاکز از انگلیسی) و... پورتراب امسال به عنوان چهره ماندگار موسیقی در ایران برگزیده شد. گفتوگوی ما با این موزیسین را بخوانید.
یک وجه از شخصیت شما آهنگساز بودنتان است که این موضوع سبب شده شما در این زمینه صاحبنظر باشید. به نظرتان آهنگسازی در تمام نقاط دنیا یک معنا دارد یا متناسب با فرهنگها معنای متفاوتی دارد؟
در درجه اول باید بگویم که آهنگسازی واژهای است که در ایران معمول شده است و چنین کلمهای در سایر نقاط دنیا اصلا وجود ندارد در غرب کمپوزیسیون یا کمپوزیشن داریم که به معنای ترکیب است. البته معنای انشا هم میدهد. در هر دوی این کلمات خلاقیت جایگاه خاصی دارد. همانطور که یک دانشآموز در مدرسه با توجه به تواناییها و خلاقیتهای خود و به پیشنهاد یا درخواست معلم درباره یک موضوع انشا مینویسد.
● پس در درجه اول کمپوز و کمپوزیتور با خلاقیت همراه هستند؟
▪ خلاقیت و ترکیب اصوات با یک نظام مخصوص، میشود کمپوزیسیون. اما در ایران متاسفانه همه چیزها برعکس است مثلا میگویند «پیانو بزن» این ترکیب درستی نیست.
● در این باره چه اصطلاح یا واژهای باید به کار برد؟
▪ بازی کردن. به قول غربیها play. در تمام کشورها نواختن به بازی کردن تعبیر میشود. در واقع نوازنده میشود player. وقتی آنها از از بچگی به یک کودک اصطلاح بازی کردن را میآموزند، طبیعی است که در آینده ذهنیت خوبی در آن فرد شکل میگیرد. کلمات در امروز نقش مهمی دارند اینکه مولوی میگوید:
«خلق را تقلیدشان بر باد داد/ ای دوصد لعنت بر این تقلید باد»
واقعا درست است. ما باید متوجه باشیم خلق کردن با تقلید کردن فرق میکند اما مجدد برگردیم به پرسش نخست شما. حالا اگر بپذیریم که آهنگسازی همان کمپوز است آن اثری که با توجه به اصول موسیقی- که در طی قرون متمادی در غرب شکل گرفته است- ساخته شود، یک اثر موسیقایی محسوب میشود و هنرمندی که چنین اثری خلق کند، آهنگساز است مثلا یک آهنگساز ایرانی ممکن است یک سمفونی بنویسد. سمفونی یک فرم است که ما در ایران آن را نداریم اما چون این فرم در تمام کشورها مورد استفاده قرار گرفته است ما میتوانیم آن را بگیریم و براساس آن سمفونیای بسازیم که دارای حال و هوایی ایرانی باشد. در واقع آن فرم یک ابزار است که ما میتوانیم با توجه به فرهنگ و خلق و خوی خودمان آن را به شکلی دلخواه دربیاوریم.
● با توجه به این تعریف شما از مقوله آهنگسازی، آیا فرمهای موسیقی از جمله پیش درآمد و چهارمضراب و تصنیف و رنگ شامل تعریف آهنگسازی میشوند؟
▪ نه، این فرمها در تعریف آهنگسازی نمیگنجند. یعنی پیش درآمد ایرانی نیست، بعدا در ایران معمول شده است. در قدیم ما در موسیقی ایرانی آواز داشتیم که خوانندهاش هنگام شروع میگفته، درآمد میکنم. در واقع این مقدمه بوده است و معرف یک دستگاه موسیقی است. مثلا وقتی میگوییم درآمدشور، منظورمان مقدمهای است بر اجرای قطعاتی در دستگاه شور. پس درآمد شور، معرفی کننده دستگاه شور است. اما پیش درآمد فرمی است که در صد سال اخیر به موسیقی ایرانی اضافه شده است. موسیقی ما در دوره قاجار شکل گرفته و چیزهایی مثل پیش درآمد، رنگ و چهارمضراب از آن زمان وارد فرهنگ موسیقایی ما شده است. اینها فرمهایی بودند که متناسب با یک ساز به وجود آمدند، مثلا وقتی میگوییم چهارمضراب یعنی چهار تا مضراب روی سازی که با مضراب نواخته میشود. بعد میرسیم به تصنیف. یعنی هنرمندها در گذشته شعر را میگرفتند و رویش موسیقی میگذاشتند. بهترین نمونهاش مرغ سحر است که خیلیها شنیدهاند.
● در این فرم همه چیز به کلام وابسته است؟
▪ نه، وابسته نیست. در واقع یک همنشینی و همکاری است. متاسفانه میبینیم که آهنگساز میگوید: من موسیقیام را فدای شعر نمیکنم. این حرف خیلی غلط است. یک آهنگساز وقتی میتواند روی شعر موسیقی بگذارد که با آن شعر همفکری و همزیستی مسالمتآمیز داشته باشد. مثل یک زوج که هیچوقت در آن مرد نمیتواند بگوید من زندگیام را فدای زنم نمیکنم. این یعنیچه؟ این اتفاق باید بیفتد. باید در واژهها و کابرد آنها دقت کرد. شما گفتید وابستگی، اما به نظر من رابطه موسیقی و شعر در فرمیمانند تصنیف همبستگی. در اشعار ما مفاهیم عمیقی وجود دارد و یک آهنگساز حق ندارد آن مفاهیم بلند و والا را فدای علایق و سلایق موسیقیایی خودش بکند. ما هنری داریم به نام پیوند شعر و موسیقی آوازی که استاد دهلوی چهل سال زحمت کشید و کتابی در همین باره نوشت. این بخش مهمیاز موسیقی ما را تشکیل میدهد که به دقت باید به آن توجه کرد. مثلا ما در شعر سیلابهای کوتاه پشت سرهم نداریم. اوایل انقلاب قطعهای ساخته شد که در پایانش خواننده میخواند: جاویدان ایران عزیزما. این بند از شعر طوری با موسیقی همراه است که تمام سیلابهای کوتاه پشت سرهم قرار گرفتهاند. به رغم اینکه خالق این سرود با ذوق بود، اما پیداست که با علم پیوند شعر و موسیقی آوازی آشنایی چندانی نداشته است. بنابراین در موسیقی آوازی نباید کلام را خراب و فدای موسیقی کرد. پس کمپوزیسیون این است که یک فرد سالها باید زحمت بکشد و قواعد علم کمپوزیسیون را زیرنظر استادان یاد بگیرد تا متخصص شود و بتواند آهنگ بسازد. آن وقت است که یک انسان میشود بتهوون و سمفونی شماره ۹ را میسازد. این سمفونی یک سمفونی آوازی کرال است. منتها متاسفانه در کشور ما حساب موسیقی جداست. طرف میرود لیسانس میگیرد، سه ماه سنتور میزند و بعد میشود استاد سنتور، ادعا هم دارد و اگر بگویی بالای چشمت ابروست ناراحت میشود.
● این همه تصنیفها و ترانه و قطعههای زیبا خلق شده که بیشتر متکی بر احساس است و با آنچه که شما از آهنگسازی یاد کردید، فرق میکند. آیا لزوما هر اثری که براساس قواعد کمپوزیسیون خلق نشود، موسیقی نیست؟
▪ بحثی هست میان بزرگان که میگویند: شاعر، شاعر به دنیا میآید. یعنی کسی که دارای نبوغ شعر است، یک ویژگی ژنتیکی در او به ارث رسیده است. هرکسی همه کاره نمیتواند بشود. پس طبیعتا اول از همه استعداد در خلاقیت هنری نقش دارد و اصل است. کسی که دو تا دست نداشته باشد نمیتواند پیانو بزند، با پا که نمیشود پیانو زد. البته ما به استثناها کاری نداریم که امکان دارد به کمک ابزاری خاص بتوانند فعالیتهای خاص هم داشته باشند. استعداد ذاتی است. شاعری که کلمات زیبا از ذهنش تراوش میکند، کسی به او اینها را نیاموخته است. پس اصل داشتن استعداد است.
بعد نوبت میرسد به ابزار و تکنولوژی. من همیشه تشبیه میکنم و میگویم استعداد مثل چاه نفت است، مثل معدن الماس، نفت چیز بدبو و بدرنگی است که با استفاده از تکنولوژی و فناوری فرآوردههای بسیاری از آن حاصل میشود. شاید از نفت خام بتوان استفادههای محدودی کرد اما تا تکنولوژی نباشد، محصولات فرآوری شده به کمک انسان نمیآید. شاید کسانی مثل عارف و شیدا هم در فرهنگ ما پیدا شوند که استعداد شعر و موسیقی را با هم داشتند اما کار و آثار اینها سمفونی نیست، تصنیف یک فرم است. مثلا صندلی یک فرم است اما آیا چیز بدی است. صندلی ابزار نشستن است اما آیا صندلی را میتوان با یک هواپیما مقایسه کرد. پس اگر شما بخواهید فرم تصنیف را با سمفونی مقایسه کنید، به بیراهه رفتهاید.
سمفونی یک چیز پیشرفته است. گاری را نمیتوانید با یک اتومبیل آخرین سیستم مقایسه کنید. گاری هم یک نوع اتومبیل است اما با هم تفاوتهای بسیار دارند. تصنیف همانطور که گفتم یک فرم است. فرم خیلی زیبایی هم هست و آثار شنیدنیای در این فرم خلق شده است. اما فراموش نکنید چیزی که این فرم و آثار خوبش را ماندگار کرده است، شعر ماست. شعری که در ایران داریم، مایه فخر و مباهات ماست و همه این را میدانند که شعر فارسی در میان هنرهای فراوان این سرزمین جایگاه والاتری دارد. حتما شنیدید که گوته چقدر به حافظ ارادت داشته است. گوته شخصیت کوچکی در فرهنگ آلمان و جهان نیست که بتوان به سادگی از سر این علاقهمندی او به حضرت حافظ گذشت. شما ببینید ما چقدر شاعر داریم، آیا شده از خودمان بپرسیم دلیل تعدد شاعر در ایران چیست؟ برای اینکه هیچ کس شعر را مثل موسیقی مقایسه نکرده است که آن را در حاشیه یاد بگیرد. شاعر میرود دانشکده ادبیات و نزد اساتید ادب تا فن شاعری بیاموزد و شعر بگوید. اما موسیقی همیشه توسری خورده است. همیشه به عناوین مختلف آن را تحقیر کرده و در حاشیه قرار دادهاند. شعر از دیرباز در فرهنگ ما بوده و به استمرار مسیر خودش را ادامه داده است. اما موسیقی در دورههای مختلف تاریخی مورد هجوم و بیتوجهی دولتهای مختلف قرار گرفته است. همین الان هم عدهای معتقدند خرید و فروش ساز حرام است و قسعلیهذا. طبیعی است که در چنین شرایطی پدر و مادرها ترجیح میدهند بچههایشان در رشتههای تحصیلی دیگر وارد بشوند و اگر شد موسیقی را هم در حاشیه کارهای اصلی یاد بگیرند. آن کلاس موسیقی هم توسط کسی اداره میشود که صلاحیت ندارد. آنقدر که دانشکده ادبیات در رشته علوم انسانی داریم، یک دهم آن دانشکده موسیقی نداریم. افزون بر اینها یک شاعر و ادیب با دیپلم این رشته وارد دانشگاه میشود. در حالی که ما فقط یک هنرستان موسیقی داریم. برای هفتاد میلیون نفر، داشتن یک هنرستان موسیقی پسران و یک هنرستان موسیقی دختران، چیزی فراتر از یک شوخی است. این میشود که موسیقی عقب میماند.
● عقب ماندگی یعنی چه؟ یعنی اینکه متخصص کم است، آهنگسازان سواد کافی ندارند و هزاران مشکل دیگر. البته من یکطرفه به قاضی نمیروم. کمبودها و محدودیتها در بحث موسیقی در نهایت به نواقص متعددی ختم میشود. چندی پیش در یک جلسه جوانی از من خواست به او تئوری درس بدهم. من گفتم وقت ندارم و شاگردانی در این زمینه تربیت کردهام که آنها به خوبی از عهده این کار برمیآیند. این جوان رفت پیش شاگرد من که در آن جلسه بود، ایشان هم متاسفانه این امکان را نداشتند که جوان را در مسیر دلخواهش کمک کنند. خب این جوان چه کند وقتی به من میگوید هر جا رفتم مفاهیم را درست به من آموزش ندادهاند. این تئوری پایه و اساس موسیقی است. یعنی کسی که میخواهد موسیقی شروع کند، اول باید تئوری بخواند و به خوبی آن را فرا بگیرد. در حال حاضر کتاب تئوری موسیقی به چاپ سیوهفتم رسیده است که پیش از این به صورتهای دیگر به چاپهای متعدد رسیده بود. منتها این تئوری را بدون معلم نمیتوان خواند و فرا گرفت. آیا فیزیک و شیمی را بدون معلم میتوان یاد گرفت؟
من فکرمیکنم قسمتی از این موضوع هم به موسیقی ما برمیگردد که خیلیها دوست دارند ساز بزنند تا کیفی کرده باشند؟
▪ من هم این را میگویم. از سوی دیگر موسیقی، محفلی بوده و در عروسیها و مجالس مختلف حضور داشته و طبیعی است که یک نوازنده به درخواست صاحب محفل هر چیزی میزده است. چون پول میگیرد. این باعث شده که موسیقی حرام اعلام شود. اما حقیقت چیز دیگری است که به ما میگوید موسیقی یک عنصر تعالیبخش در زندگی بشر است. منتها عدهای میآیند و از موسیقی سوءاستفاده میکنند و این موضوع به ضرر کسانی تمام میشود که موسیقی را به بهانه تعالی و اندیشه آموخته و اجرا میکنند. هر چیزی یک فرم و ساختاری دارد. ما در موسیقی ایران نهسمفونی داشتیم، نه کنسرتو داشتیم نه سونات داشتیم و نه سوییت. اینها فرمهایی هستند که از قرن شش و هفت میلادی شروع کردند به تکوین. حالا ۱۴، ۱۵ قرن است که این فرمها بدون کوچکترین تحریم و محدودیتی دارند آزمون و خطا میکنند و جواب پس دادهاند، حتی در کلیساها هم موسیقی وجود داشته است. بنابراین آنها در موسیقی از ما پیش افتادند. ولی ما در شعر از آنها جلو زدیم. همه اینها به دلیل این بوده که موسیقی ما زیر ضربه است. ما متخصص کم داریم و اگر نوازنده داریم معلم نیست. آیا کسی که فیزیک خوانده میتواند فیزیک درس بدهد؟
● لزوما این طور نیست که هر کس در رشتهای تحصیل کرد بتواند آن را آموزش و تعلیم بدهد.
▪ بله. منظور من هم این است. دانشگاه تربیت معلم یعنی چه؟ یعنی اینکه یک فرد وارد آنجا میشود تا بتواند در آینده فیزیک درس بدهد. شیمی درس بدهد. مثلا اگر من فیزیک خواندم، نمیتوانم به شما آن را درس بدهم. باید یک سر و گردن از شما بالاتر باشم. از طرف دیگر یک معلم باید بداند با شاگردش چگونه رفتار کند و درس را طوری آموزش بدهد که آن شاگرد به خوبی متوجه شود. اینها همه باعث شده که سطح موسیقی بیاید پایین و هر کسی یک کلاس موسیقی دایر کند. دولت هم تا حدودی مجبور شده اینها را بپذیرد. خواستار زیاد است و اساتید واقعی پاسخگوی حجم زیاد علاقهمندان نیستند؛ در نتیجه دولت هم مجبور شده در تمام شهرها مجوز تاسیس آموزشگاه موسیقی بدهد. اما فراموش نکنید همه متخصص موسیقی نیستند. مدتی پیش در جلسهای مربوط به وزارت ارشاد و قطعاتی در یک مجموعه شنیدم که احساس کردم حالت رقص دارد ایراد گرفتم و گفتم اینهاست که باعث میشود روحانیون ما فکر کنند موسیقی مبتذل است. به آنها گفتم این موسیقی دوران قاجار است. برای اینکه رسم بوده بعد از تصنیف رنگ مینواختهاند و کنیزکان در محفل میرقصیدند. این قضیه در بین خلفا هم وجود داشته است.
● مگر این موسیقی در غرب وجود ندارد که اینجا ناپسندیده است و آنجا نه؟
▪ آنچه که به عنوان حرکات موزون وجود دارد خالی از طنازی رقص در ایران است. باله را در نظر بگیرید که یک نمایش در قالب حرکات موزون بدن ارائه میشود. در واقع باله نیست. به نظر من روحانیون راست میگویند که برخی موسیقیها نادرست است. اگر به خاطر داشته باشید دو برنامه بزرگ در سال گذشته اجرا شد که یکیاش را مجید انتظامی رهبری کرد و دیگری را لوریس چکناواریان. هر دو برنامه جنبه مذهبی و عقیدنی داشت و با هنر نمایش در ارتباط بود. در هر دو برنامه هم حرکات موزون وجود داشت. این برنامهها را من پیشهاد دادم به وزارت ارشاد. خواستم که روحانیون از قم تشریف بیاورند به تالار وحدت و فرق ابتذال و هنر را دریابند، برنامه آقای چکناواریان که قرار بود پنج شب اجرا شود و به ۱۵ شب رسید. به معاون وزیر ارشاد گفتم این کار را برای مسئولان به مدت پنج شب اجرا کنید که خوشبختانه تا حضور رئیسجمهور کشیده شد و نفری یک میلیون تومان به نفرات ارکستر پاداش داد. رئیس مجلس آمد، روحانیون بسیاری آمدند که خیلی استقبال کردند و گفته بودند اگر موسیقی این است، ما قبول داریم. پس ببینید، از ماست که بر ماست. ما باید مثل یک پزشک که ویروسهای بدن را شناسایی میکند و راه درمان را میگوید به داد موسیقی برسیم. ویروسهای موسیقی را چه کسی میتواند تشخیص دهد؟
پیداست که متخصصان باید این کار را بکنند نه کسانی که میلیون میلیون از کنسرت تالار وزارت کشور پول درمیآورند. مردم نیاز دارند و هر چه که به آنها بدهند قبول میکنند. مثل آدم گرسنه، اینها حقایقی است که باید فهمید. به آدم گرسنه هر چه بدهند میخورد. ممکن است با این کار مسموم شود، بیمار شود و حتی بمیرد اما چون گرسنه است میخورد. مردم تشنه موسیقی هستند. سیراب کردن آنها به عهده کیست؟ به عهده بزرگان موسیقی است که بیایند به آنها بگویند هر چیزی خوب نیست که گوش بدهند. باید آمد و دید که چه چیزی موسیقی ما را به سمت ابتذال میکشاند و چرا طرب، شادی و حرکت موزون در فرهنگ ما یعنی رقص کجا دیدید که باله این طور باشد.
باید سراغ کسانی رفت که دلشان برای موسیقی میتپد. اگر من سه سال است که به صدا و سیما دعوت شدم و با آنها همکاری لازم را دارم و برایم این همه عزت و احترام قائل هستند، دلیلش این است که آنها را نسبت به حقایق و واقعیتهای موسیقی آشنا میکنم.
● آیا این گرفتاریهایی که در موسیقی ردیف دستگاهی و شهری ما وجود دارد، موسیقی بومی ما نیز هست؟
▪ به هیچ وجه در موسیقی مناطق و نواحی مختلف ایران ابتذال وجود ندارد و اصیل هستند. چون خالقان چنین آثاری کمتر با ابتذال روبهرویند. فراموش نکنید ابتذال همیشه از شهر شروع میشود. این به خاطر طمع مردمان شهری است در حالی که زندگی روستایی تعریف دیگری دارد. آنها به سادگی میآیند و از احساسات بیآلایش خود بهره میبرند و موسیقی خلق میکنند. منتها چون سواد موسیقایی ندارند فقط از آن استعداد ذاتی استفاده میکنند. این آهنگهای زیبای محلی را کسانی ساختهاند که استعداد ذاتی داشتهاند و با زمزمههای خود آن را به نسلهای دیگر منتقل کردهاند.
● آیا میشود از این قطعات کوچک موسیقی نواحی استفاده کرد برای خلق قطعات بزرگ؟
▪ بله، منتها باید متخصصان موسیقی بیایند و از این آثار به عنوان معدن الماس استخراج کنند، صیقل بدهند و مثل یک برلیان زیبا آن را ارائه کنند. همه اینها را باید در مسیری درست پیش برد تا دچار ابتذال نشود.
● من فکر میکنم این ابتذال به خاطر این است که موسیقی ما در خدمت دربار بوده و طبیعی است که فرهنگ و سیاست از آنجا به مردم تزریق میشده است؟
▪ دقیقا همین طور است. اتفاقا به موضوع خوبی اشاره کردید. شما این ابتذال را در آهنگهای محلی نمیتوانید پیدا کنید. چون موسیقی در نواحی بومی ما از دل مردم برآمده، نه از فرمایش حاکمان و فراموش نکنید موسیقی اصیل ما همان موسیقی نواحی ماست. شما اگر به اسامی گوشههای ردیف توجه کنید درمییابید که قسمت عمدهای از موسیقی دستگاهی ما ریشه در موسیقی بومی دارد.
منبع: روزنامه حیات نو (www.hayateno.info)
آرشیو آثار هنرمندان موسیقی راهاندازی میشود

كانون آهنگسازان خانه موسیقی آثار اعضای این كانون را برای راهاندازی بانك اطلاعاتی آثار هنرمندان ایران جمع آوری میكند.
تقی ضرابی رئیس كانون آهنگسازان خانه موسیقی با اعلام این كه هیئت مدیره كانون آهنگسازان جمعآوری و آرشیو آثار اعضای این كانون را آغاز كرده، گفت: هر كدام از هنرمندانی كه متقاضی عضویت در كانون آهنگسازان هستند، نمونههایی از آثار خود را به خانه موسیقی ارائه میدهند كه در پرونده آنها موجود است. این آثار در آرشیو خانه موسیقی به عنوان نمونه كارهایی از هنرمندان ایرانی قرار میگیرد و زمینه راهاندازی و آغاز ساخت آرشیو است.
رئیس كانون آهنگسازان خانه موسیقی از اعضای كانون دعوت كرد كه پارتیتور آثار خود را برای آرشیو آهنگسازان خانه موسیقی به واحد عضویت ارائه دهند.
بنابراین گزارش، كانون آهنگسازان طی نامهای از ۲۷۰ نفر از اعضای خود خواسته تا نسخهای از آثار خود را برای خانه موسیقی ارسال كنند تا پس از بررسی هیئت مدیره و مدیر عامل خانه موسیقی، برای اجرا و استفاده به مركز موسیقی صدا و سیما ارسال كنند.
منبع:خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
حاج قربان هم شعر میگفت، هم ساز میزد و هم قصه میگفت

یك سال از درگذشت حاج قربان سلیمانی - راوی نامی بخشیهای خراسان ـ گذشت.
حاج قربان سلیمانی - بخشی و نوازنده دوتار و خواننده موسیقی محلی شمال خراسان بود.
او در علیآباد قوچان بدنیا آمد. پدرش کربلایی رمضان، خود از دوتارنوازان مشهور شمال خراسان بود و از این رو حاج قربان هم از هفت سالگی دوتار به دست گرفت و شاگرد پدر شد.
بعد از درگذشت پدر، او ۲۲ ساله بوده و از آن پس نزد غلامحسین بخشی جعفرآبادی، حاج محمد بخشی قیطاقی و عوض بخشی به آموختن دوتار روی آورد.
پس از سفر حج تا بیست سال دست از موسیقی کشید و در این زمان دغدغهاش زمین و آب و زراعت شد، ولی از سال ۶۶ دوباره به نواختن و خواندن پرداخت.
او کشاورزی هم میكرد. دو فرزند دختر و یک پسر دارد به نام علیرضا که در اکثر اجراهای پدر همنواز ساز او بود.
حاج قربان یكی از بهترین بخشیهای شمال خراسان بود؛ هم شعر میگفت، هم ساز میزد و هم قصه میگفت، بهطوریكه از او بهعنوان پدیده نسل گذشته یاد کردهاند.
حاج قربان سلیمانی در سالهای ۶۹ و ۷۰ بهعنوان پدیده جشنواره فجر معرفی شد و از سال ۷۱ بهمدت هشت سال داور بخش موسیقی مقامی جشنواره سراسری فجر بود . او تاکنون در کشورهای فرانسه، آمریکا، تونس و اکوادور اجرای برنامه داشته است و کسب مقام اول جشنواره موسیقی «لیون» فرانسه و انتخاب به عنوان ستاره جشنواره «آوینیون» فرانسه از دیگر افتخارات اوست.
حاجقربان دهها اجرای دوتارنوازی در کنسرتهای موسیقی کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت
و علاوه بر نشان درجه ۲ فرهنگ و هنر به عنوان «گنجینه ملی» نیز لقب گرفت.
او در آلبوم «شب، سکوت، کویر» با شجریان همکاری کرد و این روزها محمدرضا درویشی - استاد و پژوهشگر موسیقی سنتی - در حال گردآوری مجموعهای پژوهشی از آثار اوست كه گفته میشود تا پایان زمستان جاری منتشر خواهد شد.
عثمان محمد پرست - دوست و همراه حاج قربان سلیمانی درباره او میگوید:«بسیاری از افراد با وجود پول و برخورداری از جایگاه و آرامگاههای بزرگ از حرمت واقعی برخوردار نیستند ولی امثال حاج قربان حتی اگر کلوخی ، سنگ مزارشان باشد باز هم در یاد و ذهنها از جایگاه و حرمت بلندی برخوردارند.»
او مطرح كرد: «اگر كشوری از علم و هنر برخوردار شود به موفقیتهای عظیمی در تمامی عرصهها دست پیدا میكند. دولت و وزارت ارشاد نیز به خاطر تشویق دیگران و هنرمندان باید جایگاهی خاص را برای هنرمندان مشخص كند و حرمت واقعی آنها را نگه دارد، پس امیدواریم ارشاد توجه بیشتری به هنرمندان داشته باشد. در قوچان افراد زیادی دو تار میزنند ولی هر كسی دارای جایگاهی است و جایگاه حاج قربان در دوتار قوچان بینظیر بود.حاج قربان انسانی مسلمان ، با وقار، آبرومند و آرام بود. او بسیار بزرگوار و با معرفت بود، خدا او را رحمت كند و همیشه از خداوند برای افرادی كه مثل حاج قربان دارای معرفت و كمال و انسانیت هستند ، طلب لطف و رحمت میكنم.»
حاجقربان سلیمانی - یكی از آخرین بازماندگان بخشیگری، همانها كه تنها بخشی کامل از نسلها عاشقی و عاشقپیشگی خراسان بزرگ میخوانندش و یكی از گنجینههای ملی ایران بود،اول بهمن سال گذشته، در خانهاش در یكی از روستاهای قوچان به خاموشی ابدی پیوست و همانجا بهخاك سرد گورستان سپرده شد.
منبع:خبرگزارى ايسنا (www.isna.ir)
مرد کامل موسیقی

روز ۲ بهمن ۱۳۱۲ شمسی عارف قزوینی شاعر،تصنیف ساز،خواننده و مرد کامل موسیقی در ۵۲ سالگی در همدان زندگی را بدرود گفت.
عارف قزوینی شاخص ترین هنرمند عرصه موسیقی است که از این هنر به عنوان ابزاری برای تعالی و حرکت بخشیدن انسان ها در جامعه سود برد. او ترانه سرا و شاعری تیز بین و مسلط به موسیقی کلام بود که با استفاده از نفوذپذیری هنرموسیقی در جهت تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان برآمد.
عارف یکی ازبا ذوق ترین ملودی پردازان ونغمه سرایان یکصد سال اخیر است ؛نام او همواره در کنار نام علی اکبر شیدا به عنوان هنرمندانی کامل برای ارائه اثری موسیقایی و باکلام جاودان خواهد ماند.
پس از گذشت هفتاد سال از سفر ابدی عارف هنوز هیچ هنرمند و موسیقیدانی نتوانسته است به دایره توانایی های او نزدیک شود . تصانیف او که غالبا با شعروکلام وهمچنین آهنگ و صدای خودش تولید شده اند از نمونه های کامل آثارجاودانی است که در خاطره نسل های متوالی باقی مانده است.
از جمله این آثار ماندگارعارف می توان به: از خون جوانان وطن ،دیدم صنمی ،ای امان ،نمی دانم چه در پیمانه کردی،افتخار همه آفاقی ،دل هوس سبزه و صحرا ندارد،از کفم رها ،چه شورها ،باد صبا ،باد خزانی و...اشاره کرد.
گفته می شود عارف در ۱۷ سالگی به دختری به نام "خانم بالا" علاقه پیدا کرد و با اوپنهانی وصلت کرد. (می گویند تصنیف دیدم صنمی ... را در وصف خانم بالا سروده است)اما پس از فاش شدن ازدواجش، بر اثر فشارهای خانواده،به ناچار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمرنیز ازدواج نکرد.
اقوال متفاوتی در باره تاریخ تولد وی موجود است؛برخی تولد عارف راحدود سال ۱۳۰۰ هـ . ق و برخی چون یک خاور شناس روسی تولد عارف را در سال ۱۲۹۵ هـ . ق در شهر قزوین دانسته اما محمد هزار که دوست عارف بوده است تولد اورا در حدود سال ۱۲۹۷ هـ . ق ذکر می کند .
منبع:خبرگزارى مهر (www.mehrnews.com)
عارف موسیقی ایران

عارف قزوینی، اگر نه مهمترین كه از تاثیرگذارترین و جریانسازترین موسیقیدانان نهتنها یكصد سال اخیر در تاریخ موسیقی ایران است.
ارشد طهماسبی، نوازنده تار كه تصانیف او را گردآوری و منتشر كرده مینویسند: «عارف را میتوان حساسترین، مردمیترین و با ذوقترین آهنگساز تاریخ موسیقی ایران محسوب كرد. آثار او جاودانه و در خاطرهها نقش بسته است. یكی از علل عمده زیبایی تصنیفهای او این است كه خود هم شاعر و هم آهنگساز تصنیفهایش بوده است. ۳ تصنیفسازی كه نامشان در تاریخ جاودانه است (شیدا، عارف، جاهد) دارای این خصوصیات بودهاند. عارف خود در این خصوص میگوید:
طبیعت هنر داد بر من چهار / كه آن چار در صفحه روزگار / ندادت و ندهد از این پس دگر / به تنهایی آن چار بر یك نفر عارف در این دو بیت اشاره به شعر، آهنگ، صدا و خط خود دارد . بنا به نوشته سیدهادی حائری تولد عارف حدود سال ۱۳۰۰ ه .ق در شهر قزوین بوده است. «چایكین» خاورشناس روسی، تولد عارف را در سال ۱۲۹۵ ه .ق و محمد هزار كه دوست عارف بوده در حدود سال ۱۲۹۷ ه .ق ذكر میكند.
در دیوان عارف به نقل از یكی از سیاستمداران آمده است: «بیچاره عارف را ۲ چیز نابود و از زندگی ساقط كرد به طوری كه سر به كوه و بیابان گذاشته بود و كمتر در مجالس عمومی دیده میشد. آن دو چیز یكی مرگ كلنل بود (محمدتقی خان پسیان) و دیگری ضربه عارفنامه ایرج چنان كاری و عمیق بود كه عارف میگفت: توهین ایرج مرا پیر كرده است و بالاخره هم مرا خواهد كشت.»
● عارف اولین تصنیف خود را در ۱۸ سالگی ساخت.
دكتر باستانی پاریزی در كتاب حماسه كویر در مورد تاثیر صدا و سحر آواز عارف نوشته است: «آقای دكتر عیسی صدیق روایت میكرد وقتی عارف قزوینی در یك مجمع خیریه در لالهزار كنسرتی میداد (قبل از كودتای۱۲۹۹) چنان جمعیت را مسخره كرده بود كه اگر فرمان میداد بروید فلان جا را خراب كنید همه راه میافتادند.»
علاوه بر محتوا و جنبههای توامان تغزلی، اجتماعی، سیاسی و حماسی تصانیف عارف، به لحاظ ساختار نیز از یك بافت ملودیك غنی برخوردارند و خود عارف معتقد بود تصنیف نباید تحریر داشته باشد تا مردم عادی هم بتوانند آن را بخوانند.
از سوی دیگر آنچه اهمیت عارف را بیشتر مینمایاند، دوره زمانی ساخت تصانیف اوست. از زمان صفویه به بعد سنت آهنگسازی و ساخت تصنیف رو به افول گذارده و تقریبا فراموش شده بود. خودش میگوید: «نهتنها فراموشم نخواهد شد، بلكه معاصرین دوره انقلاب نیز هیچ وقت از خاطر دور نخواهند داشت كه وقتی من شروع به ساختن تصنیف و سرودهای ملی و وطنی كردم مردم خیال میكردند تصنیف برای دربار و گربه شاه شهید (ناصرالدین شاه) است.»
در كتاب روزشمار تاریخ ایران تالیف باقر عاقلی آمده است:
«در روز ۲ بهمن عارف قزوینی شاعر بزرگ معاصر در همدان و ۵۲ سالگی درگذشت.» بر سنگ مزار عارف تاریخ وفات ۱۳۱۲ شمسی ذكر شده است.
منبع : جامجم آنلاین (www.jamejamonline.ir)
نغمههای فولكلور ایران، تركیه و عراق منتشر شد

نغمههای فولكلور ایران، تركیه و عراق در قالب یك آلبوم موسیقی با عنوان «رهایی در آب» منتشر شد.
در این آلبوم كه با عنوان «رهایی در آب» از طریق انتشارات هرمس منتشر شده بابك شریفی نوازنده دیوان به همراه پژمان حدادی نوازنده تنبك به اجرای آهنگهای فولكلوریك ایران ، عراق و تركیه پرداختهاند.در واقع این آلبوم دونوازی سازهای كوبهای در اجرای قطعات محلی كشورهای همسایه است.
«رهایی در آب» توسط انتشارات هرمس در بازار موسیقی منتشر شده است.
منبع:خبرگزارى فارس (www.farsnews.com)
چشمهایم را ببند اما وجدانم را بیدار نگه دار

این روزها پیچ هر تلویزیونی را که باز کنی، تیتر هر روزنامهای را که بخوانی و گوش به هر رادیویی که بسپاری خبرهایی از غزه و کشتار بیامانی که در آن جریان دارد، به گوش میرسد. در این میان علاوه بر سیاستمداران که به شیوههای خودشان سعی میکنند با این فاجعه انسانی روبهرو شوند، اهالی هنر نیز بیکار ننشستهاند. از آنجایی که همیشه موسیقی یکی از هنرهایی بوده است که در جذب مخاطب شاید یکی از جذابترینها بوده، میتواند ابزار بسیار مناسبی برای مطرح کردن یا القای یک اندیشه باشد. طی سالیان سال جنگ میان فلسطین و اسرائیل بارها و بارها موسیقیدانان مختلف ایران و جهان در زمینههای مختلفی چون حمایت از مردم فلسطین، صلح و... اجرا کردهاند و همچنان این موسیقیها ادامه دارند چرا که همچنان جنگ بیامان ادامه دارد. این روزها بعد از ماجرای خونین غزه و کشتار بیامان مردم فلسطین بار دیگر گروههای موسیقی از سراسر جهان عزمشان را جزم کرده و برای صلح آواز سر دادند. به همین بهانه نگاهی داشتهایم به برخی از قطعات و بیانیههایی که توسط اهالی موسیقی ساخته یا ابراز شده است.
● خانه موسیقی
به نظر میرسد که اولین قدم را در زمینه ابراز تاسف از جنگ غزه و محکوم کردن اسرائیل، خانه موسیقی برداشت. خانه موسیقی به نمایندگی از موسیقیدانان كشور ضمن ابراز تاسف از كشتار مردم بیگناه از همه فعالان حقوق بشر و مجامع بینالمللی خواست تا برای ایجاد صلح و آرامش در نوار غزه تلاش كنند. در این زمینه هیئت مدیره خانه موسیقی با محكوم كردن اقدامات جنگ افروزان در حمله به نوار غزه از همه هنرمندان و موسیقیدانان سراسر جهان خواست تا با سرائیدن نغمه صلح و سردادن ترنم انسانیت، در تقبیح جنگ و بمباران مردم مظلوم غزه واكنش نشان دهند. بسیاری از هنرمندان، ناشران موسیقی و اعضای هیئت مدیره كانونهای تخصصی خانه موسیقی با اعلام انزجار از آتشافروزی جنایتكاران صهیونیزم خواستار پایان گرفتن هرچه سریعتر جنگ شدند.
● قطعاتی برای فلسطین
در میان اهالی موسیقی ایران بارها و بارها قطعاتی برای حمایت از مردم فلسطین ساخته شده است که از جمله آنها میتوان به «باید ایستاد» کاری زیبا و ترکیبی از محمد خاکریز «فلسطین» با صدای «محسن چاووشی» و « یک مسجد»، با صدای «امیر تاجیک» اشاره کرد که در این میان قطعه تاجیک و چاووشی بیش از دیگران پرطرفدار است.
● پیمان ناصحپور و طبلهای صلح
پیمان ناصحپور نوازنده تنبك – فرزند استاد نصرالله ناصحپور- چند سالی است که برای صلح دعوتنامههایی به سراسر دنیا میفرستد که در آن از کوبهای نوازان دعوت میکند تا دقایقی را برای صلح بنوازند. بعد از ماجرای غزه او بار دیگر برای حمایت از مردم غزه از تمامی طبلنوازان خواسته تا برای صلح طبلهای خود را به صدا درآورند.
خودش در این زمینه میگوید: «در پی دعوت خانه موسیقی از هنرمندان جهت نواختن نغمه صلح و آرامش، بنده نیز از هزاران طبلنواز سرتاسر دنیا از جمله طبلنوازان عضو گروه «طبلهای صبح امید برای صلح» دعوت كردم تا برای صلح بنوازند. این دعوت بهطور رسمی انجام شده و به دنبال آن قرار است تمامی طبلنوازان در یك روز مشخص جهت نوازندگی برای صلح، طبلهای خود را به صدا درآورند».
● لنوکس: تماشای تصاویر غزه تکانم داد
از آنسوی جهان نیز خبر میرسد که آنی لنوکس (Annie Lennox)، خواننده اسکاتلندی سابق گروه «Eurythmics»، در کنفرانس خبری معترضین به حمله اسرائیل به نوار غزه شرکت و اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی را شدیدا محکوم کرد. لنوکس، که در راهپیماییهای ضدصهیونیستی در لندن هم شرکت کرده بود، گفت: «چند روز بعد از کریسمس آمدم طبقه پائین خانهام و تلویزیون را روشن کردم. بعد تصاویری از خانههایی دیدم که دود از آنها به هوا بلند شده بود؛ تمام وجودم لرزید. چون به عنوان یک انسان پیش خودم فکر کردم که چگونه چنین اقداماتی قرار است صلح به همراه خود بیاورد؟»
● لغو كنسرتهای موسیقی در کویت
در کویت هم موسیقیدانان ساکت ننشستند و در حمایت از مردم غزه خواستار لغو کنسرتها شدند. در این میان شماری از نمایندگان مجلس كویت برای حمایت و ابراز همدردی با مردم غزه خواستار لغو برگزاری كنسرتهای موسیقی طی ماههای ژانویه و فوریه شدند. ولید الطباطبایی، عبدالله البرغش و محمدهایف المطیری از دولت خواستند، به احترام شهدای غزه و همدردی با مردم فلسطین كنسرتهای موسیقی طی ماههای ژانویه و فوریه متوقف و بخشی از درآمد سایر مراسم و جشنهای ویژه این دو ماه نیز به تهیه كمكهای بشردوستانه اعم از دارویی و غذایی و ارسال آن به غزه اختصاص یابد.
احمد لاری نماینده دیگر مجلس نیز خاطرنشان كرد كه ابراز همدردی با مردم غزه از طریق توقف كنسرتهای موسیقی ویژه ماه فوریه كمترین كاری است كه میتوان انجام داد.
پیش از این نیز بارها و بارها کنسرتها و برنامههای مختلفی به نفع مردم فلسطین و غزه لغو شده بود اما در برخی موارد هم هنرمندانی بودهاند که حاضر نشدهاند این کار را انجام دهند و علیرغم خواسته مردم مظلوم فلسطین دست از کارشان نکشیدهاند که از جمله آنها میتوان به کنسرت راجر واترز اشاره کرد. راجر واترز عضو سابق گروه پینک فلوید، مدتی پیش برنامه تور تابستانی خود در اروپا را اعلام کرده بود که اجرای برنامهای در تل آویو نیز در کنار آن دیده میشد. اما پیش از آن نامه سرگشادهای از طرف انجمن هنر مدرن فلسطین و مجمع هنرمندان فلسطین برای راجر واترز ارسال شد که طی آن به شهرت این هنرمند در برقراری عدالت جهانی اشاره شده از او درخواست شده بود که اجرای برنامه در اسرائیل را لغو کند. پس از رسیدن این نامه مطبوعات اسرائیل و مجله یهودیان اروپا (European Jewish Press) اعلام کردند که راجر واترز خواسته فلسطینیان را رد کرده و به اجرای کنسرت در تل آویو خواهد پرداخت و به هیچ وجه قصد تحریم اسرائیل را ندارد. واترز در پیام مطبوعاتی خود نوشته بود: «رنجی که ناشی از اشغال ۴۰ ساله است، تحمل ناپذیر بوده و درک آن غیر ممکن است. من از تلاش برای رسیدن به آزادی حمایت میکنم».
● سامییوسف: جهان متمدن چگونه چشمهایش را بسته؟
سامییوسف ستاره موسیقی اسلام که میان تمام مسلمانان دنیا محبوبیت زیادی دارد نیز در واکنش به حمله رژیم اسرائیل به مردم بیدفاع غزه، در «فیس بوک» شخصی خود مطلبی نوشته و به سردمداران دنیای متمدن و مدرن حمله کرده که چرا چشمانشان را به روی این دیوانگی محض بستهاند. سامی یوسف پیش از این نیز و در جریان جنگ رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان، از مسلمانان لبنانی حمایت کرده بود. سامییوسف در این مطلب نوشته:
«چه فاجعهای در فلسطین روی داده؟! وقتی که کودکان بیگناه و شهروندان را میبینم که از دست زورگویان هیولاصفت رنج میبرند، قلبم شکسته میشود. وقتی میبینم که جنگ ناجوانمردانه علیه مردم بیچاره و فقیر روی داده، از خودم بیزار میشوم. ظالمان دنیا شرمتان باد
شرم باد بر آنهایی که در برابر جنایت بزرگ اخیر (غزه) هنوز بیتفاوت هستند!
چگونه است که دنیای متمدن عقب نشسته و چشمش را بر این جنایتها بسته!
بیاید برای قربانیان و خانوادههایشان و برای پایان یافتن این کابوس دعا کنیم.
«اللهم آمین».
پیش از این نیز سامی یوسف ترانه «فلسطین جاویدان» را در حمایت از مردم فلسطین اجرا کرده بود که ترجیع بند آن «نگران نباشید، خدا با ماست» بود.
● موسیقیدانان کانادا و حمایت از غزه
گروه «صدای خرد» گروه موسیقی کاناداییست که درباره موضوعات مختلفی چون ایمان و سیاست و اوضاع دنیا میپردازد. در بیوگرافی گروه در سایت رسمی گروه با این جمله پایان میپذیرد: بیائید و کلمات را به هرکسی میتوانید برسانید، تحول روی نخواهد داد مگر آنکه بخواهی دنیا را تغییر دهی و آنچه میدانی را نشان دهی.
این گروه به تازگی ترانهای را با نام «فلسطین» اجرا کردهاند که شاید کنکاشی باشد بر تعارض موجود در ذهن هنرمند غربی که میخواهد برای یک بار هم شده چشم وجدان خود را بگشاید و حقیقت فلسطین را درک کند. در بخشهایی از این ترانه میشنویم:
«امشب چشمهایم را ببند، اما وجدانم را بیدار نگهدار، ادامه دادن به این زندگی سخت است، جایی که حقیقت با دروغها آغاز میشود، فلسطین فلسطین فلسطین… همیشه در ذهن منی»
● تلاشهای موسیقایی ادوارد سعید و مارسیل خلیفه
برخی از حرکتها هم در میان موسیقیدانان بیشتر به صلحآمیز بودن نزدیک است تا اینکه ندایی باشد برای مخالفت. بر همین اساس مسابقه موسیقی تحت عنوان نام مرسیل خلیفه هنرمند لبنانی بود که انستیتوی ملی موسیقی فلسطین یا انستیتوی ادوارد سعید برگزار کرد مناسبتی با گرد آوردن فرزندان غزه و کرانه باختری با هم بود که سیاست موجب جدایی آنها شده است. در گشایش این آئین که در رام الله در کرانه باختری انجام شد، گروههای موسیقی شرکتکننده از طریق ویدئو کنفرانس در مسابقه شرکت کردند و یکی از خوانندگان از غزه رتبه اول مسابقه را کسب کرد. در حالیکه خواننده دوم از شهر حیفا در فلسطین اشغالی رتبه دوم را کسب کرد و شهرک سلفیت در کرانه باختری رتبه سوم مسابقه را کسب کرد .در این مسابقه هنرمندانی از بلندی جولان و شهر ناصره و حیفا و غزه و کرانه باختری شرکت داشتند و ارزش جایزه مسابقه ۱۵ هزار دلار بود. مرسیل خلیفه نیز که از پاریس از طریق ویدئو کنفرانس در این آئین شرکت داشت در سخنانی گفت تنها چیزی که در جهان از شما باقی میماند پایداری شماست و به آن متوسل هستیم چرا برخی باید بر این باور باشند که ما از حق خود چشمپوشی خواهیم کرد. جایزه مرسیل خلیفه که نام خود مرسیل خلیفه را به همراه خود دارد از ۱۹۹۹ وضع شده است.
● عجرم و تقدیم قطعهای به فلسطین
شاید کمی عجیب و غریب به نظر برسد که خوانندهای همچون «نانسی عجرم» ترانهای را به مردم فلسطین تقدیم کند اما واقعیت این است که این خواننده زن لبنانی نانسی عجرم که اخیرا کار ساخت یک کلیپ را به پایان برده است این اثر را به ملت فلسطین هدیه کرد. عجرم این نماهنگ را پشتیبان مقاومت و فداکاری میداند. به نقل از المحیط، این نماهنگ که با عنوان «دستم را بگیر» ساخته شده درباره داستان شخصی است که برای مبارزه به معرکه جنگ رفته و خانوادهاش وی را ترککردهاند. عجرم این نماهنگ را پشتیبان مقاومت و فداکاری دانسته و آنرا به همین دلیل به مردم فلسطین هدیه کرده است.
● با زبان عود از درد فلسطینی
فلسطینیان خوانندههایی بنام هم دارند که علیرغم جنگها و خونریزیها پیوسته سعی داشتهاند تا نام فلسطین را به طرق مختلف حفظ کنند. کاملیا جبران، فلسطینیای است که سالها در ارکستر «صابرین» فعالیت داشته اما از زمانی که سفرهای هنری خود به اروپا را شروع میکند، در جهان بیرون نیز شناخته شده است. به خصوص بین مردم سوئیس کارهای کاملیا شناخته شده و پرطرفدار هستند. کاملیا در دانشگاه اسبابهای موسیقی عربی اورشلیم تحصیل کرده و عود و قانون مینوازد و همچنین آواز میخواند. از سال ۲۰۰۲ در کارهای او رویدادهای روزمره و سیاست روز تاثیرگذار شد و وی تلاش کرد بیشتر در ترانههایش صدای سانسورشده مردم خود را منعکس کند. وی در خود یک حس اعتراضگری پیدا کرد که آن را در شکستن سبک موسیقی سنتی و آوازخوانی عربی به کار برد.
از روزگار و حال و احوال کاملیا جبران فیلمساز سوئیسی، «انه مری هلیر» فیلمی ساخته به عنوان «تارهای گویا» (Telling) Strings که منظور همان تاریاست که کاملیا و کل خانواده او مینوازند تا دوری و پراکندگی خود را بدین وسیله کم کنند. داستان فیلم نیز براساس جدایی عضو خانواده کاملیاست که برخی در قسمت عربنشین و بعضی در قسمت یهودینشین اورشلیم به سر میبرند. در طول فیلم ترانههای کاملیا و خانواده او را میشنوید. کاملیا جبران هنرمند فلسطینی با زبان عود از درددل مردم خود میسراید.
● موفقیت یک گروه موسیقی پاپ فلسطینی
یکی دیگر از گروههای موسیقی که در فلسطین با شرایطی سخت مشغول خلق آثار هنری خود هستند، گروه «دم» است که از جمله مهمترین گروههای موسیقی پاپ فلسطینی محسوب میشود و سعی دارند تا در سبک و سیاق موسیقی پاپ صدای فلسطین را به گوش جهان برسانند. این گروه سهنفره شامل دو برادر به نامهای صامر نفر و سیل نفر و همچنین محمود جریوی است. آنان فعالیتهای خود را از زادگاهشان شهر لود آغاز كردهاند. شهری متشكل از قومیتهای عرب و یهودی در نزدیكی اورشلیم. موسیقی دم تلفیقی است از فرهنگ غرب و شرق. از ریتمهای گرم عربی و ملودیهای آهنگسازانی چون مرسیل خلیفه گرفته تا اجرا و ملودیهای رپ خیابانی آمریكایی. محتوای اصلی اشعار گروه DAM انتقاداتی است به جنگ نابرابر، مواد مخدر، تبعیض جنسیتی و نژادی و محدودیت آزادی. آلبوم«چه كسی تروریست است؟» که مورد توجه بسیاری از جوانان خاورمیانه و سپس اروپا و آمریكا قرار گرفت، به حدی كه مجله معتبر رولینگ استون به صورت رایگان به تبلیغ این آلبوم پرداخت.
● اعتراض به اشغال با موزیک هیپهاپ
در جهان عرب، بعد از الجزایر نوار غزه بیشترین تعداد گروههای رپ را دارد. این نوع موزیک دستمایهای است برای بخشی از جوانان فلسطینی تا خشم و اعتراض خود را به اشغالگری بیان کنند. در این میان صدای «یاذ عباس» خواننده گروه موسوم «زیر زمین رامالله» نیز هواداران بسیاری در میان جوانان فلسطینی دارد. عباس میگوید: «موسیقی رپ در ساحل غربی اغلب به حق فلسطینیها و اشغال سرزمین آنها میپردازد». او در حالی که بر دامنه کوه تپهای که رامالله را دربرگرفته نشسته است، نگاهش را به سمت غرب میدوزد، به سوی اسرائیل«ما فلسطینیها درمعنای واقعی کلمه از هم جدا افتادهایم. اگر ما فلسطینیها کالاهای اسرائیلی را تحریم میکردیم، آنها مجبور میشدند در سیاست خود تغییر دهند». نام هنریای که عباس برای خود انتخاب کرده نیز، معنایش «بایکوت» است.در انتفاضه دوم، اندکی بعد از ورود عباس به رامالله، او متوجه حضور تانکهای اسرائیلی در این شهر میشود که این خود انگیزه خواندن اولین ترانهاش شده است: «ما مشمول ممنوعیت رفت و آمد شدهایم. هر روز مجبوریم در خانه بنشینیم.
خون ما به جوش آمده است و سرهایمان پر از فکر و خیالاتی درباره نابود کردن اسرائیل است».عباس آن موقع جوان بود و وضعیت به گفته خودش برایش جز سرخوردگی و یأس نداشت. در آن روزها در برابر هر یک اسرائیلی که کشته میشد ده فلسطینی از پا درمیآمدند. با این همه او تحمل اشغال سرزمینش را هم نداشت. از اینجا بود که شروع به نوشتن متنهایی برای موزیک هیپهاپ کرد. عباس این کار را تا به امروز ادامه داده است، هر چند که به سبب فقر گسترده در مناطق فلسطینی نمیتواند از راه موزیک ارتزاق کند. ولی گروه «زیر زمین رامالله» دستکم این فرصت را هم داشته که در اردن و لوزان و لندن و حتی واشنگتن کنسرت برگزار کند. قطعاتی که این گروه اجرا میکند اغلب رنگ و مضمونی فرامرزی دارد.
منبع: روزنامه فرهنگ آشتی
بررسی موسیقی مذهبی از نگاه اهالی موسیقی

موضوع موسیقی مذهبی ازجمله مباحثی است در که خبرگزاری ایسکانیوز در طول هفتههای گذشته در گفتوگو با اهالی موسیقی مورد بررسی قرار گرفته است.
محور اصلی نظرات هر کدام از این کارشناسان این است که پیوند عمیقی میان موسیقی مذهبی و موسیقی ردیف دستگاهی وجود دارد و این نوع از موسیقی به رواج و رشد موسیقی ردیف دستگاهی کمک شایانی کرده است.
همچنین همه این کارشناسان معتقدند کسانی مداحی می کردند با ردیف موسیقی دستگاهی آشنا می شدند و می دانستند اشعار مذهبی را در کدام دستگاه بخوانند که تاثیرگذاری اش بیشتر باشد، امروز مداحان کمتر به این مسئله توجه می کنند.
● دکتر محمد سریر؛ مدیر عامل خانه موسیقی
دکتر محمد سریر در پاسخ به این سوال که موسیقی باید در ماه های سوگواری تعطیل شود یا موسیقی مختص این ماه ها ارائه شود گفت: موسیقی جنبه های متفاوتی دارد زمانی برای تحرک جوانان مورد استفاده قرار می گیرد و زمانی برای تخلیه روحی یا گاهی هم تفنن بخشی از موسیقی هم جنبه های معنویش برجسته است و در زمان خودش کاربرد بیشتری دارد و انسان را به تفکر و تعقل وا می دارد و فرد را به پیوند با معنویات تشویق و نزدیک می کند.
● موسیقی مذهبی بخشی از موسیقی ملی ماست
سریر با بیان اینکه موسیقی طی بیش از هزار سال در قالب مراسم و آیین های مذهبی شکل گرفته بود خاطرنشان کرد: موسیقی مذهبی بخشی از موسیقی ملی ماست شاید بهتر است به جای موسیقی مذهبی بگوییم موسیقی آیینی و در هر زمان و شرایط خاص و آیین های مختلف نوعی از موسیقی ارایه می شود.
سریر معتقد است پیوند عمیقی میان موسیقی مذهبی و موسیقی ردیف دستگاهی وجود دارد و در این خصوص تصریح کرد: موسیقی مذهبی بخشی از موسیقی ردیف دستگاهی است و این نوع از موسیقی به رواج و رشد موسیقی ردیف دستگاهی کمک شایانی کرده است.
● در تولید موسیقی مذهبی فقط دنبال جذابیت ها نباشیم
رییس هیات مدیره خانه موسیقی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه گاهی مشاهده می کنیم ملودی لس آنجلسی روی اشعار مذهبی به عنوان موسیقی مذهبی اشاعه پیدا می کند آیا تولیدات ما در این حوزه ضعیف بوده است یا در معرفی تولیدات موسیقیایی مذهبی اقدامات خوبی نشده است گفت: متاسفانه افراد جدیدی که به ارایه موسیقی مذهبی وارد حیطه فعالیت شده اند برای اینکه جذابیت های خاصی در جوانان ایجاد کنند بر اساس ملودی های روز که نگوییم ملودی نازل اما ملودی که فاخر نیست اما شهرت پیدا کرده و جوانان ارتباط برقرار کرده است اثر خود را ارایه می کنند و متاسفانه جذابیت را فدای احترامات می کنند.
● گاهی شاهد کلام ضعیف در تولیدات موسیقی مذهبی هستیم
سریر با بیان اینکه گاهی از اشعار ضعیف که ارتباطی با شعر و ادب ما ندارد برای موسیقی مذهبی استفاه می شود اظهارداشت: مشکل بزرگتر این است که همین تازه واردها به این عرصه از کلامی استفاده می کنند که هیچ سنخیت و پیوندی با شعر و ادب ما ندارد در حالی که ما درباره بزرگان باید با کلام مناسب حرکت کنیم و با این کلام سخیف و استفاده از ساز های الکترونیکی شکل توهین آمیزی برای یاد بود بزرگان ایجاد کرده اند و با این در این عرصه تجدید نظری صورت گیرد و دنبال آن چیزی باشیم که احترامات را بیشتر می کند و فقط به دنبال جذابیت های زمانی و مقطعی نباشیم.
● مداحان قدیم با موسیقی ردیف دستگاهی آشنایی داشتند
رییس هیات مدیره خانه موسیقی گفت: کسانی که خطبه هایی می خواندند و مداحی می کردند با ردیف موسیقی دستگاهی آشنا می شدند و می دانستند اشعار مذهبی را در کدام دستگاه بخوانند که تاثیرگذاری اش بیشتر باشد، امروز هم این ضرورت وجود دارد که بدون نظر و غرض خاصی پژوهش هایی انجام شود تا آثاری تولید شود که پیوند بیشتری با آیین های مذهبی دارد.
● درصد مناسبی از موسیقی مذهبی از صدا و سیما پخش می شود
سریر در خصوص موسیقی که از صدا و سیما پخش می شود گفت: به طور معمول درصد مناسبی از موسیقی مذهبی از صدا و سیما پخش می شود درصدی هم ممکن است عیار کیفی خوبی نداشته باشد درصد بسیاری از تولیدات مذهبی دارد از صدا و سیما ارئه می شود.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه خانه موسیقی چه فعایتی در این حوزه کرده است گفت: خانه موسیقی نگاه عام به موسیقی دارد این خانه کانون پژوهشگران موسیقی دارد پژوهشگرانی در این حوزه فعالیت مستمر دارند.
● مجید اخشابی ؛ خواننده
اخشابی با بیان اینکه در ماه های عزاداری نیز باید موسیقی جریان داشته باشد اظهار داشت: بسیاری از موزیسین های سنتی عزاداری های مذهبی را محملی برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی می دانستند و آن را عنصر مناسبی برای دست به دست شدن این موسیقی در حافظه نسل ها می دانستند.
● نوحه ها باعث حفظ ملودی موسیقی ایرانی شدند
این خواننده افزود: نوحه ها باعث حفظ ملودی موسیقی ایرانی شدند و کمک کردند تا موسیقی ردیف دستگاهی و نغمات ایرانی طی روزگاران به یادگار در ذهن مردم بماند.
اخشابی افزود: حتی در آیین مسیحیت نیز توجه بسیاری به موسیقی شده است و و از موسیقی برای تعلیمات مذهبی به خوبی استفاده می کردند.
وی در پاسخ به خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه اخیرا مشاهده می کنیم ملودی های لس آنجلسی روی اشعار مذهبی گذاشته می شود و با عنوان موسیقی مذهبی ارائه می شود ، آیا تولیدات ما در حوزه موسیقی مذهبی ضعیف بوده یا اینکه در معرفی این تولیدات به درستی عمل نکرده ایم، خاطر نشان کرد: در تمام حرفه ها نوع کاذبی وجود دارد که موجب آلودگی هایی در مسیر آن حرفه می شود و این یک امر اجتناب ناپذیر است در موسیقی مذهبی نیز عده ای به صورت کاذب اثری را تولید کرده اند و آن را ارائه کرده اند،این نوع از موسیقی هم که با المان های یک موسیقی درست سازگار نیست نمی تواند مبنای شناخت ما از موسیقی مذهبی باشد.
● تولیدات موسیقی مذهبی بعد از انقلاب رشد کرده است
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه روند رشد موسیقی مذهبی را بعد از انقلاب چطور ارزیابی می کند، خاطر نشان کرد: بدیهی است که بعد از انقلاب پرداخت بیشتری به موسیقی مذهبی شده است و در این حوزه آلبوم های بسیاری منتشر شده اما اینکه نوآوری های خاصی نیز صورت گرفته باشد اندکی جای تردید دارد و این مورد نیاز به بررسی بیشتری دارد، اما به هر حال این نوع از موسیقی بعد از انقلاب رشد بیشتری داشته و توجه مردم به این قطعات بیشتر شده است.
● مداحان دست به ذوق آزمایی می زنند
اخشابی با بیان اینکه مداحان قدیم با موسیقی ردیف دستگاهی آشنایی داشتند، خاطر نشان کرد: هر چقدر مداحان توانمند باشند و اشراف بیشتری به موسیقی داشته باشند و بیشتر بدانند مطمئنا اثر بهتری ارائه خواهند کرد متاسفانه در حال حاضر تعداد کمی از مداحان با موسیقی اصیل ایرانی آشنایی دارند و بیشتر نوعی ذوق آزمایی در این عرصه اتفاق می افتد مثلا به کسی در هیاتی میکروفن تعارف می شود و او می خواند و از چیزی که خوانده لذت می برد و بدون اینکه آموزش فنی دیده باشد او را مداح تلقی می کنند.
● سلیم موذن زاده؛ حنجره ماندگار موسیقی مذهبی است
وی ادامه داد: اما مداحانی هم هستند که علاوه بر صدای خوب آشنایی کاملی با موسیقی ردیف دستگاهی ما دارند، در این میان صداهای تاثیرگذاری مثل سلیم موذن زاده که با سن بالا آن قدر درست می خواند که انگار ده سال است که دوره موسیقی را نزد بهترین خوانندگان و اساتید موسیقی یاد گرفته است و حنجره او یکی از حنجره های ماندگار موسیقی مذهبی است که گوش کردن به صدای ایشان سطح سلیقه مخاطب را بالا می برد.
● روند سریع تولید آثار مذهبی به موسیقی مذهبی لطمه زده است
اخشابی در خصوص موسیقی مذهبی که از صدا و سیما پخش می شود، گفت: فعالیت در این حوزه بسیار سخت است و بعضی وقت ها شاهد این هستیم که با نزدیک شدن به یک واقعه مذهبی از خواننده ای می خواند که طی مثلا ۲۴ ساعت اثری را بخواند و همین روند تولید سریع صدمات بسیاری به موسیقی مذهبی وارد کرده است و کمتر شاهد هستیم اثری ساخته شود که تمام جنبه های تاثیرگذاری را داشته باشد.
وی تاکید کرد: این ضرورت وجود دارد که برای ساخت یک اثر مذهبی اجازه تمرکز به خواننده داده شود تا اثری را ارائه کند که ماندگاری بیشتری داشته باشد.
● محمد گلریز؛ خواننده و مدرس موسیقی
محمد گلریز به ایسکانیوزگفت: موسیقی مذهبی در دوران صفویه شکل گرفت و در دوره قاجار به اوج خودش رسید.
وی با بیان اینکه موسیقی سنتی ما مرهون موسیقی مذهبی است و ریشه موسیقی سنتی در موسیقی مذهبی و آیینی است تصریح کرد: برگزاری مراسم تعزیه که در ایام سوگواری به مراتب اتفاق می افتد کاملا بر اساس موسیقی ردیف دستگاهی است.
● تولیدات موسیقی مذهبی باید حس معنوی لازم را در مخاطب ایجاد کند
گلریز افزود: با این پیشینه ای که موسیقی مذهبی دارد امروز باید تلاش کنیم تا اثری در حوزه موسیقی مذهبی تولید شود که با این ایام متناسب باشد و حس روحانی و معنوی لازم را در مخاطب ایجاد کند و در این راستا باید در انتخاب اشعار دقت بسیاری شود.
گلریز در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه روند رشد موسیقی مذهبی را بعد از انقلاب چطور ارزیابی می کند خاطرنشان کرد: انقلاب خدمت بزرگی به موسیقی مذهبی ما کرد زیرا خود انقلاب اسلامی ایران نشات گرفته از انقلاب عاشورا است و بسیاری از شعارهایی که اوایل انقلاب توسط مردم در راهپیمایی ها گفته می شد خود ایده و سوژه ای برای ساخت آثار موسیقی انقلاب بود.
● متولیان موسیقی کشور توجه کمی به موسیقی مذهبی می کنند
وی ادامه داد: اما امروز متاسفانه متولیان موسیقی توجه کمتری به این حوزه می کنند و رشد این موسیقی کمتر شده است،رسانه ملی و وزارت ارشاد وظیفه خطیری در معرفی موسیقی مذهبی دارند.
این خواننده افزود: حتی گاهی مشاهده می کنیم ملودی لس آنجلسی روی اشعار مذهبی به عنوان موسیقی مذهبی به جوانان ارایه می شود و مردم نیز به این تولیدات ضعیف گرایش پیدا می کنند آهنگی که شنونده را یاد تصنیف فلان خواننده که خیلی هم موجه نبوده می اندازد و نوحه امام حسین روی آن گذاشته شده است .
وی تاکید کرد: صدا و سیما نقش مهمی در معرفی موسیقی آیینی و مذهبی به مردم دارد.
● گوشه ها و ردیف های متنوعی در موسیقی سنتی داریم
گلریز با اشاره به اینکه در هفته دو روز به تدریس موسیقی و آواز ایران می پردازد گفت: گوشه ها و ردیف های متنوعی در موسیقی سنتی خودمان داریم اما متاسفانه مداحان از آهنگ های دیگران برای خواندن استفاده می کنند.
وی گفت: پدر من مداح بود و من می دیدم او و دوستانش چطور از گوشه ها و ردیف های موسیقی سنتی استفاده می کردند تا تاثیر بیشتری بر مخاطبان بگذارند.
● برای مداحان کلاس آشنایی با موسیقی سنتی تشکیل شود
خواننده «بانگ آزادی» افزود: این ضرورت وجود دارد که برای مداحان کلاس هایی تشکیل شود تا با ردیف و گوشه های موسیقی ایرانی آشنا شوند.
این خواننده موسیقی سنتی تاکید کرد:اگر از سوی متولیان حوزه فرهنگ آثار خوبی در تمامی حوزه های فرهنگی و هنری تولید شود جوانان همان به سمت تولیدات خود هدایت می شوند و اثر خوبی تولید می کنند.
● کامبیز روشن روان؛ آهنگساز و پژوهشگر موسیقی
کامبیز روشن روان گفت:در گذشته بهترین خوانندگان مداحان بودند و این قشر از جامعه آشنایی با ردیف های موسیقی ایرانی را یکی از واجبات می دانستند.
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه آیا موسیقی در ایام سوگواری باید تعطیل شود یا موسیقی مختص این روزها ارائه شود گفت: موسیقی مذهبی یک تعریف مشخص دارد و این تعریف زمان و مکان نمی شناسد و موسیقی مذهبی نه فقط در ماه محرم بلکه باید در تمام طول سال جاری باشد.
وی افزود: در تمام دنیا آثار موسیقی مذهبی این ویژگی را دارد و محدود به زمان خاصی نیستند.
● به تعریف مشخصی در موسیقی مذهبی برسیم
روشن روان در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه روند رشد موسیقی مذهبی را بعد از انقلاب چطور ارزیابی می کند خاطر نشان کرد: از آنجایی که موسیقی مذهبی در کشور ما تعریف روشنی ندارد فعالیت جدی هم در این حوزه صورت نگرفته است اگر موسیقی مذهبی را اثری بدانیم که در تعزیه ها و نوحه خوانی و مراسم ویژه محرم اجرا می شود پس رفت شدید هم داشته ایم و موسیقی مذهبی با تعریفی که من از آن می شناسم اقدامی برای تولید این آثار صورت نگرفته است.
● ضرورت برنامه ریزی صحیح از سوی متولیان موسیقی کشور
این آهنگساز تاکید کرد: متولیان موسیقی کشور همچون دفتر موسیقی، صدا و سیما ،حوزه هنری و مراکزی که مستقیما دست به تولید آثار موسیقیایی می زنند با توجه به مشکلاتی که برای موسیقی در کشور ما هست باید به تعریف مشخصی در موسیقی مذهبی دست پیدا کنند و برنامه ریزی مشخصی کنند و تولید کنندگان این نوع از موسیقی را حمایت کنند تا اثر مذهبی خوبی تولید شود و قابلیت اجرا در تمام طول سال را داشته باشد.
● در گذشته بهترین خوانندگان مداحان بودند
روشن روان با اشاره به اینکه مداحان در گذشته با موسیقی ردیف دستگاهی ایران آشنایی کامل داشتند تصریح کرد: در گذشته بهترین خوانندگان مداحان بودند و این قشر از جامعه آشنایی با ردیف های موسیقی ایرانی را یکی از واجبات می دانستند و بعد از شناخت موسیقی ردیف دستگاهی به نوحه خوانی می پرداختند.
● هر کسی به خودش اجازه می دهد وارد حوزه موسیقی شود
وی ادامه داد: اما امروز از آنجایی که هر کس به خودش اجازه می دهد آهنگساز باشد هر کس به خودش اجازه می دهد بخواند به همین دلیل در تولید آثار موسیقی مذهبی نه تنها رشد نداشتیم بلکه به لحاظ کیفی سقوط هم کرده ایم، امروز دیگر کسی به این مساله توجه نمی کند که با ردیف ها و موسیقی ردیف دستگاهی آشنا شود و بدون آگاهی مداحی می کند.
● سید حسام الدین سراج ؛ خواننده
سید حسام الدین سراج گفت: برخی از آثاری که در حوزه موسیقی مذهبی تولید شده و بیشتر هم جنبه پاپ دارد زیاد هم سنخ با محرم و عاشورا نیست.
سید حسام الدین سراج گفت: موسیقی مذهبی در ماه محرم موسیقی است که متناسب با این ماه سوگواری باشد و روحی که در اشعاری که به عنوان مرثیه و اشعار حماسی که در ارتباط با واقعه عاشورا و محرم سروده شده است و ملودی های بسیار زیبایی که از قدما و مرثیه سراها و نوحه خوانان قدیمی باقی مانده و متاسفانه که این روزها کمتر آنها را می شنویم موسیقی مذهبی ما را شکل می دهد.
● موسیقی سنتی ما مرهون موسیقی مذهبی است
سراج با بیان اینکه موسیقی سنتی ما مرهون موسیقی مذهبی و تعزیه است گفت: بعضی از علما که قائل به حلیت موسیقی بودند اشعار، مرثیه ها و نوحه ها را بر اساس موسیقی دستگاهی می خواندند نمونه هایش نیز همچون آیت الله غروی مشهور به آیت الله کمپانی که دیوان مبسوطی درباره واقعه عاشورا و مرثیه سرایی برای محرم دارند و شعر معروف "بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق// به گوش هوش نوای حجاز و شور و عراق" که متعلق به وی است.
● بعضی تولیدات موسیقی مذهبی سنخیتی با محرم و عاشورا ندارد
وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه روند موسیقی مذهبی را بعد از انقلاب را چطور ارزیابی می کند خاطرنشان کرد: اگر پیشرفت را در موسیقی شامل ملودی درست و استفاه درست از شعر بدانیم، روند رشد را متوسط می بینیم برخی از آثاری که تولید شده و بیشتر هم جنبه پاپ دارد زیاد هم سنخ با محرم و عاشورا نیست.
وی ادامه داد: اما به طور کلی همین که این باب باز شد که موسیقی مذهبی چه در بخش آموزش، پژوهش و یا تولید توجه هایی صورت می گیرد جای بسی شکر و امید دارد.
● تولید در حوزه موسیقی مذهبی باید محققانه باشد
سراج با تاکید بر این نکته که تولید در حوزه موسیقی مذهبی باید محققانه باشد اظهارداشت: تولید موسیقی مذهبی باید مبتنی بر شناخت ملودی موسیقی غنی که از قدیم وجود داشته است باشد، متاسفانه برخی آثاری که من دیده ام کارهای سطحی اند به صرف آن ملودی که در لحظه به ذهن فرد رسیده و با ارکستر اسیونی که نزدیک به ارکستر اسیون پاپ بود آن اثر را ارایه کردند.
وی افزود: این ضرورت وجود داردکه در این زمینه باید یک کار پژوهشی انجام شود راجع به ملودی هایی که قدیم وجود داشته است و اشعاری که مرثیه سراهای قدیم داشتند اشعاری که حالت حماسی داشته تا جنبه التماسی و غم ظاهری، یعنی مضامین بلند بدیع و شاعرانه.
● بعضی آثار مذهبی طوری است که انگار یک مرد به لحن زن ها می خواند
این خواننده درخصوص موسیقی مذهبی که از صدا و سیما پخش می شود گفت: برخی از آثاری که از صدا و سیما پخش می شود را مناسب نمی بینیم و نحوه اجرا ضعیف است و یک مرد به لحن زن ها می خواند به تعبیر دیگر با لحنی می خواند که شایسته موسیقی ردیف دستگاهی و موسیقی مذهبی ما نیست.
● مداحان قدیم جوانمرد بودند
وی خاطرنشان کرد:مداحان قدیم در عین اینکه مداح بودند جوانمرد بودند و این در لحنشان نیز هویدا بود اما اخیرا صدای مردان به جای زنان استفاه می شود چون صدای زن حرام است گاهی می بینیم موسیقی به نحوی است که شما صدای زن را می شنوید اما توسط مرد اجرا می شود که یک فضای نامانوس و متجانس ایجاد می کند.
وی در خصوص فعالیت خودش در حوزه موسیقی مذهبی گفت: آلبوم« وداع» من از آثار و تولیدات موسیقی مذهبی است بر اساس اشعار عمان سامانی و چند شاعر معاصر بوده و تنظیم این اثر را سید محمد میرزمانی انجام داده با دکلمه اصغر فردی، ادیب و شاعر معاصر
منبع : خبرگزاری ایسکانیوز (www.iscanews.ir)






